ارتباط توسط فردی که قبلا به اینترنت کیهانی(شبکه شعور کیهانی) متصل شده و اتصال به او تفویض شده، برقرار می گردد. هر حلقه ای دارای ارتباط مخصوص به خود و تاثیرگذاری ویژه ای می باشد.

منظور از اتصال در فرادرمانی و سایمنتوتراپی و…، برقراری نوعی ارتباط با شبکه شعور کیهانی(اینترنت کیهانی) است که هیچ تعریف دقیقی برای آن نمی توان ارائه کرد. زیرا، در دنیای بی ابزاری (از طریق ورود به کانال های فرامکان و فرا زمان) صورت می گیرد و انسان فقط می تواند آثار آن را مشاهده و بررسی کند نه خود اتصال را( در بسیاری از موارد افراد متوجه اتصال خود می شوند و گزارشاتی در مورد نحوه این اتصال می دهند. اما متوجه شدن و یا نشدن فرد در این مورد هیچ گونه تاثیری در نتیجه درمانی و… ندارد و ملاک نیست و فقط به عنوان نوعی تجربه مورد توجه قرار می گیرد و نه به عنوان هدف). از آن جایی که اتصال مفهومی تجربی است، برقراری آن فقط با یک توجه کوتاه برقرار می گردد که در نتیجه موجب برقراری پیوند شعور جزء و کل می گردد و به دنبال آن، آثار این پیوند آشکار می شود که قابل بررسی و مطالعه علمی و تجربی خواهد بود.

اصل اصالت نرم افزار:

هر نوع تغییری بنیادین در رفتار ماده – انرژی بدون تغییر در برنامه نرم افزاری آن ها امکان پذیر نیست. باید به خاطر داشت که ماده- انرژی جز ارتعاش چیز دیگری نیستند و از خود چیزی برای تغییر دادن، ندارند؛ مگر این که برای آن برنامه ریزی شده باشند و اگر ذرات هم واکنش های رفتاری خاصی دارند، به همین علت است که برای آن برنامه ریزی شده اند و در پشت صحنه وجود آن ها یک برنامه نرم افزاری وجود دارد.

از این دیدگاه به کیهان، انسان و … پیش از آن که به سخت افزار آن توجه شود به نرم افزاری که در پشت صحنه این سخت افزار قرار دارد، معطوف می شود و به دنبال ایجاد انقلابی در تفکر نرم افزاری می باشد که با تجارب به دست آمده در خلال چند دهه گذشته چنین انقلابی در نگاه نرم افزاری به کیهان را ممکن نموده است.

 

تعریف اتصال:

   از ویژگی های خاص اینترنت کیهانی، امکان استفاده از میدان های شعوری متغیر زیر مجموعه آن است که از طریق کانال« فرازمان- فرامکان»، نوعی ارتباط با این میدان ها برای ناظر امکان پذیرمی شود. در عمل به این روند،«اتصال» می گوییم. اینترنت کیهانی با رعایت شرایطی این امکان را در اختیار کاربر قرار می دهد(مانند آن چه که در طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی از آن استفاده می شود). این تونل می تواند خصوصیات منحصر به فردی داشته باشد كه از طریق اینترنت کیهانی، تغییراتی معنادار توسط میدان های شعوری متغیر، بر روی موجود زنده و ملکول ایجاد کند. البته بدون دسترسی به تونل زمان- مكان، هیچگونه اتفاقی نمی افتد. بنابراین، با شرط برقرار«اتصال» به اینترنت کیهانی، میدان شعوری متغیر ایجاد می شود.

نکته: نحوه برقراری اتصال، در حوزه علم شهودی بوده و کسی که آموزش ویژه آن را گذرانیده باشد با رعایت شرایط و موارد لازم، این اتصال را می تواند برقرار کند.

 

ارتباط عام ذرات

از این دیدگاه یکی از اصول عمومی حاکم بر جهان هستی، امکان ارتباط اجزای ریز و درشت هستی با «اینترنت کیهانی» از طریق «میدان های شعوری» متغیر می باشد. ضمن این که هر ذره ای نسبت به  ذره دیگر در تبادل ماده، انرژی و شعور نیز می باشد. این امکان از طریق میدان های شعوری متغیر با صلاحدید اکوسیستم کیهانی و زمینی فراهم می شود.

برنامه نرم افزاری همه اجزای هستی در این اینترنت با عظمت کیهانی موجود است. علاوه بر انسان، سایر اجزای هستی نیز مانند حیوانات و گیاهان و به طور کلی مولکول و سلول  نیز از این قاعده پیروی می کنند و برنامه نرم افزاری آن ها در شبکه وجود داشته و در حوزه میدان شعوری تاثیر پذیر است.

اثبات عملی میدان های شعوری

برای اثبات هوشمندی و شعور کیهانی، لازم است ابتدا وجود هوشمندی را ثابت کنیم یعنی آثار میدان های شعوری را بتوانیم با انجام آزمایش های مختلف و به دست آوردن آمار و ارقام معنادار به اثبات برسانیم. میدان های شعوری تابعی از اینترنت کیهانی یا شبکه شعور کیهانی هستند. این میدان ها مانند سایت هایی می باشند که با اینترنت کیهانی متصل بوده و برنامه هایی از این اینترنت برایشان بارگیری می شود(load).

در این دیدگاه مطابق نظریه«هستی شناسی رفتاری»(از ارتعاش بنیادی تا کیهان) رفتار سلول، مولکول، میکروارگانیزم و… در میدان های شعوری متغیرمورد بررسی قرار گرفته و تغییرات رفتاری آن ها ثبت و ضبط می شود. تغییر رفتار در میدان شعوری از طریق به دست آوردن آمار معنادار ثابت می کند که تاثیرات هدفمندی بر روی نمونه های مورد آزمایش رخ داده است.

در نهایت از اثبات وجود میدان های شعوری و اثربخشی آن ها می توان پی به وجود هوشمندی یا اینترنت کیهانی یا شبکه شعور کیهانی برد. به عبارتی دیگر، از طریق مطالعه تغییرات رفتاری ملکول- سلول در حوزه میدان های شعوری می توان به جمعیت آماری معنادار دست یافت تا از این طریق وجود میدان های شعوری ثابت شده و در نهایت، از این طریق«اینترنت کیهانی» به اثبات برسد.

الف) برقراری ارتباط هیچگونه ارتباطی با بستن چشم ندارد.

ب) بسته بودن چشم، به هیچ وجه الزامی نیست. این عمل فقط به منظور جلوگیری از تشتت بیشتر ذهنی (عوامل مزاحم پیرامون) افراد سوژه مورد آزمایش پیشنهاد می شود تا با دقت بیشتری بتوانند تغییرات درونی خود را متوجه بشوند. در غیر این صورت، همه می توانند با چشم باز ارتباط را دنبال کنند. این اختلال ذهنی می تواند ناشی از سوژه های مختلف محیطی باشد. در واقع، بستن چشم صرفا به منظور کاهش تاثیر متغیرهای محیطی و بهتر احساس کردن تجربه ارتباط چه در خصوص روند خودشناسی و چه در مورد درمان و توجه به نحوه انجام اسکن مربوط به آن می باشد. لازم به ذکر است در بسیاری از سوژه ها مانند کار بر روی اطفال، جنین، عقب مانده های ذهنی، حیوان، گیاه ، میکروارگانیزم، سلول و… چنین عملی غیر قابل تعریف است و مفهومی ندارد.

آقای طاهری کاشف این موضوع هستند و اولین کسی است که این ارتباط و کلیه اطلاعات مربوط به آن را (که مبنای عرفان حلقه عملی) کشف و به آن متصل شده اند و پس از آن این اتصال رابرای دیگران ایجاد کرده اند که آن ها نیز متعاقبا همین اتصال را به کسان دیگری تفویض کرده اند. طبق قاعده ای در عرفان حلقه هر کس که چنین اتصالی را داشته باشد می تواند برای دیگران آن را برقرار بکند تا دیگران هم بتوانند از آن استفاده کنند. ولی بدون چنین فردی افراد بخودی خود نمی توانند این اتصال را برقرار کنند(مگر این که بخواهند خودشان به تنهایی به جستجوی آن بپردازند که در این صورت احتمال پیدا کردن آن بسیار دشوار و نامحتمل است. برای مثال: یک در میلیون).

الف) سایر روش­ها بر توانمندی­های ذهن و روان فرد متکی بوده و بر ارتقای آن به منظور تجربه متفاوت تاکید می شود که این ارتقا از طریق تلاش و تمرین و ممارست فردی حاصل میشود. اما در ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی طبق رویکرد استاد طاهری، تلاش و توان فردی هیچ تاثیری در اصل ارتباط و تجربه­ ادراک ندارد و فرد نباید شخصا هیچ کاری انجام دهد. برای مثال مانترا بگوید و یا بر روی نفس  خود و… تمرکز کند و کارهای ویژه ای را انجام دهد. یعنی در عرفان حلقه فرد نباید اصلا کاری انجام دهد.

ب ) در سایر روش ها به زمان طولانی و صرف وقت زیادی نیاز است و فرد باید سال ها زحمت بکشد در حالیکه درعرفان حلقه فرد فقط در یک جلسه به طور عملی وارد مرحله بهره برداری بسیار سریع از نحوه اتصال و ارتباط خود شده و از تحولات مختلف جسمی، ذهنی و روانی مثبت خود می تواند مطلع شود و برای دیگران نیز میتواند همین خدمات را ارائه دهد.

الف ) سایر روش­ها بر توانمندی­های ذهن و روان فرد متکی بوده و بر ارتقای آن به منظور تجربه متفاوت تاکید می شود که این ارتقا از طریق تلاش و تمرین و ممارست فردی حاصل میشود. اما در ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی طبق رویکرد استاد طاهری، تلاش و توان فردی هیچ تاثیری در اصل ارتباط و تجربه­ ادراک ندارد و فرد نباید شخصا هیچ کاری انجام دهد. برای مثال مانترا بگوید و یا بر روی نفس خود و… تمرکز کند کارهای ویژه ای را انجام دهد. یعنی در عرفان حلقه فرد نباید اصلا کاری انجام دهد.

ب ) در سایر روش ها به زمان طولانی و صرف وقت زیادی نیاز است و فرد باید سال ها زحمت بکشد در حالیکه درعرفان حلقه فرد فقط در یک جلسه به طور عملی وارد مرحله بهره برداری بسیار سریع از نحوه اتصال و ارتباط خود شده و از تحولات مختلف جسمی، ذهنی و روانی مثبت خود می تواند مطللع شود و برای دیگران نیز میتواند همین خدمات را ارائه دهد.

ت ) در سایر روش ها نتیجه کار او به طور عمده میتواند شامل حال خودش شود در حالیکه در عرفان حلقه افراد بلافاصله می توانند مانند مربی خود همین تغییرات را از طریق تفویض برای دیگران ایجاد کنند.

پ ) آن روش ها صرفا تک بعدی حرکت می کنند برای مثال هدف نهایی آنها رسیدن به آرامش است اما در عرفان حلقه اهدافی چند منظوره دنبال می شود که رسیدن به آرامش و درمان های جسمی، ذهنی و روانی در آن صرفا یک ایستگاه مقدماتی است و اهدافی بسیار متعالی در آن دنبال می شود.

ث ) درعرفان‌حلقه، عوامل‌انسانی، كلیه‌خصوصیات فردی، شرایط جغرافیایی و اقلیمی، امكانات و توان‌های فردی و از این روی، هیچ كدام از عوامل زیر، در ایجاد اتصال و دریافت‌های ماورایی نقشی ندارند:

– جنس، سن، ملت، استعداد، سواد، معلومات، تفكرات، اعتقادات، تجربه ‌های عرفانی، و…

– ریاضت، ورزش، نوع تغذیه و…

– سعی، كوشش، تلاش، اراده، تقلا و…

– تخیل، تصور و تجسم، ذكر و مانترا، نماد و سمبل، تلقین و تكرار، تمركز و…

– نوع تیپ ساختاری فرد، مانند تیپ دموی، صفراوی، سوداوی، بلغمی و تیپ‌های كافا، واتا، پیتا و…

ج )  سایر روش ها متکی به تمرین است در حالی که در عرفان حلقه هیچگونه تمرین و ممارستی لازم نیست.

چ) سایر روش ها به طور عمده فقط خود فرد را شامل می شود. در حالیکه در عرفان حلقه همه افراد میتوانند آموزش های نظری و عملی خود را به دیگران انتقال دهند و یک حرکت جمعی است.

ح) …

اگر منظور از توانمندی قابلیت استفاده از حلقه های عرفان حلقه می باشد، همه افراد می توانند از طریق پیش گفته از حلقه های تعریف شده به صورت نسبی استفاده کنند(قیاس در اینجا لزومی ندارد) و آنرا به کار بگیرند.

ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی نیازمند توانایی خاصی نیست. تنها شرط آن شاهد بودن(بی طرف  و محقق بودن) و عدم انجام هر نوع کاری توسط فرد و اعلام ارتباط از سوی یکی از کسانی است که قبلا گرفتن و برقراری اتصال به او توسط استاد طاهری از طریق اعلام ایشان، یا مربی­ها(همه افراد پس از اتمام دوره مربی می شوند) تفویض شده است. این قابلیت متعلق به افراد نیست و امکانی است که شبکه شعور کیهانی(اینترنت کیهانی) در اختیار قرار می دهد و همه می توانند با توجه به شرط پیش گفته از آن استفاده کنند.

از طریق بررسی تغییرات به وجود آمده بر روی جسم، ذهن، روان ، سلول، میکروارگانیزم، مولکول و … در آزمایشگاه و تحت کنترل های تعریف شده علمی میتوان بر هر سوژه ای تحقیق نمود چه از راه دور و یا از راه نزدیک.

ارتباط مفهومی است که در آن بدون هیچ وسیله سخت افزاری انسان می تواند به شبکه شعور کیهانی (یا نت ورک کیهانی، یا اینترنت کیهانی) که در حقیقت شبکه هوشمندی حاکم بر کیهان است، متصل شود و از این اتصال مطابق تعریف برای خود و دیگران در جهات مختلفی استفاده کند به طوریکه آن تغییرات از طریق آزمایشات و کنترل های علمی قابل اثبات باشد.

اتفاقات همه جانبه ای که در ارتباط می افتد هرگز در تجربه لحظه حال و یا هرنوع تجربه دیگری رخ نمی دهد. از جمله موضوعات درمانی که در طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی اتفاق می افتد.

برقراری این «ارتباط» هیچگونه مکانیسمی ندارد و در یک لحظه از طرف کسی که قبلا، «ارتباط» را دریافت نموده، به فرد متقاضی تفویض می شود. از اینرو، اکتسابی نیست و فرد نمی تواند آنرا خود شخصا به دست آورد و حتما باید از طرف کس دیگری که خود به طریق پیش گفته به او تفویض شده، متعاقبا مورد تفویض حلقه قرار بگیرد.

با برقراری ارتباط ، در حقیقت فرد به اینترنت کیهانی متصل میشود و در این حالت اتفاقات پیچیده ای رخ می دهد که درمان های جسمی، ذهنی، روانی و ایجاد تحولات درونی در جهت پی بردن به فلسفه خلقت و خودشناسی و… از آن جمله اند.

 در ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی تجربه­ ادراک متفاوتی برای افراد حاصل می­شود که منحصربفرد بوده و هر کسی آن را به طریق مخصوص به خود تجربه می کند و تعریف و توصیف خاصی برای آن وجود ندارد.

اصولا در این روش هیچ کسی کار خاصی انجام نمی دهد و افراد در هر نقشی که هستند فقط حضور دارند و قرار نیست کار ویژه ای انجام دهند. فرد متصل کننده نباید هیچ کاری انجام دهد که به نوعی خود را در این میان مداخله داده باشد. تنها کار او در یک لحظه (یک بینهایتم ثانیه که به آن «نظر» می گوییم) تعیین سوژه است که از طریق اعلام نام، نشانه و یا مشخصه ای از فرد (مانند عکس و یا هر نشانه ای دیگر) و یا قیافه فرد و… یا همین موضوع در مورد حیوان، گیاه، میکروارگانیزم، سلول و… به شبکه شعور کیهانی (اینترنت کیهانی) می باشد که این روند هیچگونه تعریف دقیقی ندارد و بیشتر تجربی است ضمن این که کاری هم محسوب نمی شود و زمان چندانی نیز صرف آن نمی شود.

به طور کلی دانستن جزئیات کار تحقیقاتی نیازی نیست. اما تحقیقات به دو صورت انجام می شود:

– بدون دانستن جزئیات آزمایش

– با دانستن جزئیات آزمایش (برای مثال جهت انجام آزمایشی به نام «ذهن اشتراکی»)

اما اگر قرار باشد نوع آزمایش و مقاله مربوط به آن را هم این گروه تعریف و تعیین کند، در این صورت صرفا در حدی که بتواند جهت طراحی بهتر موضوع مطالعه مورد استفاده قرار بگیرد تا برای اعلام مداخله، امکان آدرس دهی به شبکه­ شعور  کیهانی، امکان مداخله (اعلام) خاص وجود داشته باشد. برای مثال، ایجاد نام قراردادی برای نمونه و کنترل­ها و تعیین زمان شروع و پایان مطالعه.

حالتی که در آن فقط در یک لحظه سوژه به هر منظوری که هست به اینترنت کیهانی معرفی می شود. زمان این کار باید تا حد امکان کوتاه باشد(یعنی فاکتور زمان نباید اصلا ملاک باشد).

اعلام کردن یعنی معرفی فرد/ موضوع موردنظر برای ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی توسط استاد طاهری یا مربی­های عرفان حلقه است. این کار طبق اصولی می تواند با تعیین زمان اعلام ارتباط برای از حالا به بعد و از راه دور و نزدیک انجام شود.

خیر، هیچگونه تفاوتی از نظر فرد بین مربیان که بخواهد ارتباط را اعلام کند، وجود ندارد و ماهیت ارتباط مستقل از اعلام کننده است. اعلام توسط افراد مختلف چه فردی و چه به صورت دسته جمعی تفاوتی نمی کند.

هرحلقه دارای اعلام مخصوص به خود و تاثیر ویژه ای می باشد که با سایر اعلام ها متفاوت بوده و اثر آن نیز کاملا متفاوت خواهد بود که در آزمایشات تجربی علمی این تفاوت ها بخوبی مشهود و قابل اثبات می باشند. اعلام ها به اندازه تعداد میدان­های آگاهی موجود در شبکه شعور کیهانی است که تعدادی از آن ها در حال حاضر توسط استاد طاهری معرفی شده است(به دلایلی تعداد دقیق آن ها قابل بیان نیست).

روش ارتباطی با ما به عنوان تیم علمی تحت نظر استاد طاهری و شخص ایشان از طریق ارتباط با ادمین سایت www.cosmointel.com است.

ضمن هماهنگی از طریق سایت www.cosmointel.com و ارتباط با ادمین بخش تحقیقات این اتفاق براحتی رخ خواهد داد.

خیر. متاسفانه در حال حاضر فقط امکان تامین مالی هسته تحقیقاتی خود را داریم.

اصول و مبنای طراحی آزمایشات در بخش راهنمای طراحی مطالعات دربخش پژوهشگران سایت Cosmointel.com ذکر شده است.

از طریق بخش اختصاص “اعلام اتصال” و تکمیل فرم مربوطه در سایت Cosmointel.com براحتی قابل انجام است.

بله. نزدیک به چهل مقاله فول تکست بر مطالب ما وجود دارد که از طریق بخش انتشارات سایت Cosmointel.com قابل دسترسی است.

در مورد مطالعات فول تکست، خیر. اما در چند کنگره معتبر از جمله اریزونا 2016 و فعلی (2020) تحت داوری قرار گرفته­ایم. برای آشنایی بیشتر با انتشارات ما از سایت Cosmointel.com استفاده کنید.

مداخله­ میدان­های آگاهی معرفی شده توسط آقای طاهری مشابهی در عملکرد و نحوه­ برقراری ارتباط نداشته و منحصر بفرد است. وجه تمایز آن، عدم تاثیر توانمندی­های شخصی، مشابه و تکرارپذیر بودن مداخله در مورد هر موضوع بررسی، تاکید بر ماهیت متفاوت از ماده و انرژی (بعد سوم جهان هستی: آگاهی) و مسلط بر زمان و مکان (فرامکان و فرازمان) بودن آن است. این مداخله که بر روی سلول، مولکول، میکروارگانیزم، انسان، حیوان و گیاه انجام می شود؛ برای آن نمونه مشابهی نمی شناسیم و منحصر به خود است.

میدان آگاهی (یا میدان شعوری و یا میدان هوشمندی) در حقیقت میدانی است فرضی که همه کیهان و کلیه اجزای آن را در برگرفته و هدایت و مدیریت همه چیز از کل (کیهان) تا جزء (ارتعاش بنیادی) را بر عهده دارد.

نظریه آگاهی م. ع. طاهری(شعور یا هوشمندی-Consciousness)

  •  آگاهی، نه ماده است و نه انرژی، اما ایجاد ماده و انرژی، وقایع و قوانین فیزیکی ناشی از آگاهی دانسته میشود.

  • آگاهی، هستی شمول بوده و عالم مادی منتج از آن است(عوالم مادی شامل جهان های موازی همگن و ناهمگن، جهان های متوالی، جهان های مجاور و… می باشد که از کیهان ما هیچ راه فیزیکی به آنها وجود ندارد).
  • آگاهی قابل توصیف با علم رایج نیست. ولیکن در«علم مدرن»(علم رایج + دانش آگاهی) با ترمینولوژی جدیدی که به وجود خواهد آمد، ملموس تر و بیشتر قابل توضیح خواهد شد. در حال حاضر فقط میتوان اثر آن را در آزمایشگاه تحت عنوان تاثیر میدان های شعوری(آگاهی) بر انسان، گیاه، حیوان، سلول، مولکول، میکروارگانیزم مورد آزمایش و اثبات علمی قرار داد(چنین حوزه تحقیقاتی میتواند رشته جدیدی در دنیای علم باشد که تلاشی برای معرفی آن آغاز شده است).
  • آگاهی نسبت به هستی مادی، یک کیفیت مستقل است(اما در نهایت، «آگاهی» مستقل به ذات خود نیست و آن نیز خود از منبع دیگری صادر شده است که از حوزه این بحث خارج بوده و مفروض می باشد).
  • آگاهی هدایت کننده کیهان است و کیهان پدیده ای مجازی است و آنچه را نیز که رویت می کنیم هم مجازی می باشد.
  • آگاهی هدایت کننده اکوسیستم کیهانی و زمینی، تکامل و… می باشد.
  • آگاهی پدیده ای است کیفی که در سطح و سطوح مختلف(حداقل در پنج سطح) و در حیطه های ثابت و متغیر، مثبت و منفی، کیهانی- انسانی و… ایفای نقش میکند.
  • آگاهی هدایت کننده حیات و همه مظاهر حیات در کیهان می باشد.
  • آگاهی به ماده و انرژی تبدیل شده و برعکس امکان تبدیل ماده و انرژی به آگاهی نیز وجود دارد. با این توضیحات، درهرلحظه سه عنصر در جهان هستی مادی موجود است: آگاهی (هوشمندی یا شعور)، ماده و انرژی.

شبکه هوشمندی شعور و یا آگاهی حاکم بر کیهان را طبق یک نامگذاری قراردادی، «شبکه شعور کیهانی» می نامیم(رجوع به سوال 25) .

«آگاهی» عبارت است از مجموعه اطلاعات ایجاد، بقا و دوام و هدایت، مدیریت کیهان و اجزای آن که به نحوی هوشمندانه از کل (کیهان) تا اجزای آن را تحت نظارت و کنترل خود قرار دارد. به طوری که از این دیدگاه هیچگونه اتفاق و احتمالی در کیهان و اجزای آن راه ندارد و آن چه که از دید علم رایج احتمال و راندوم محسوب می شود در واقع «ضرایب اعمال آگاهی» می باشد که باید در نظر گرفته شود تا کیهان به صورتی هدفمند به پیش برود(اصل قطعیت طاهری)  و در آن شاهد جهش ها و موتاسیون های باشیم که تحولاتی را در کیهان به وجود می آورند (در اکوسیستم کیهانی و اکوسیستم زمینی و…). آگاهی بُعد ساختاری اصلی جهان هستی و مقدم بر دو بُعد ساختاری دیگر یعنی ماده و انرژی می باشد و ماهیتا از آنها متفاوت است (در اصل کیهان تک ساختاری بوده و فقط از شعور و آگاهی ساخته شده است). شعور، ماده و انرژی، قابلیت تبدیل به یکدیگر را دارند. تفاوت آگاهی معرفی شده در رویکرد استاد طاهری در ماهیت، حوزه­ عملکرد و بکارگیری آن است.

  1.  

بله. بنیانگذار عرفان حلقه، علم جدیدی را به نام «Sciencefact» پیشنهاد و بنیان گذاری نموده است. این رشته، پدیده هایی را مورد تحقیق و مطالعه قرار می دهد که نه ماده هستند و نه انرژی، ولیکن از طریق انجام آزمایشات مختلف علمی می توان وجود آنها را ثابت کرد. بررسی چنین مواردی که نه ماده باشد و نه انرژی، از عهده علم رایج خارج است. بنابراین، این رشته جدید این کاستی را برطرف نموده و زمینه مطالعه چنین مواردی را ایجاد و نتایج آن را به دنیای علم رایج (science) عرضه می کند. این رشته می تواند تحولات بزرگی را به وجود بیاورد.

در ضمن این رشته در صورت اثبات خود، به دلایلی باعث نزدیکی و وحدت داشته های فکری انسان(علم رایج، فلسفه، عرفان و اصول کلی مذهب) خواهد شد.

این رشته جدید پدیده های کیهان را با دو رویکرد عمده مورد تحقیق و بررسی قرار می دهد: 

1 – معرفی بخشی تحت عنوان بخش غیرمادی کیهان(آنچه را که نه ماده و نه انرژی است مانند: شعور، آگاهی، هوشمندی، حیات و…) و تحقیق و بررسی در این حوزه.

2 – اثبات بخش غیر مادی کیهان که قابل تعریف نیست (نه ماده است و نه انرژی)، اما  مفروض بوده و با معیارهای علمی قابل اثبات هستند(مانند تاثیر میدان­ های شعوری بر انسان، حیوان، گیاه، میکروارگانیزم، سلول و مولکول).

  • – دنیای علم رایج (science) برای خود رسالتی را قائل است که به مطالعه آنچه که در زمره ماده و انرژی است، بپردازد. بدیهی است آن چه را که از این محدوده خارج باشد و در حوزه دنیای فرکانسی نباشد، نمی تواند در مورد آن اظهار نظر کند(و یا به عبارت دیگر آن چه را که در این حوزه نباشد آن را مردود اعلام می کند که این عمل در طول تاریخ تحت عنوان نظرات علما هر عصری فجایع بزرگی را به بار آورده است. در حالی که در این موارد فقط باید اعلام رد صلاحیت رسیدگی نموده و اعلام نماید که با علم کنونی مطابقت ندارد و نه مردود بودن به صورت مطلق). اما در حال حاضر دنیای علم ابزار و ترمینولوژی برای اظهار نظر در چنین حوزه ای را ندارد. ولیکن به واسطه این که این حوزه قابل اثبات از طریق آزمایشات علمی می باشد، بنابراین واقعیت دارد و هرچه که واقعیت داشته باشد در نوع خود علم است چه دلیل آن را بدانیم و چه ندانیم.
  • – مفاهیم و رویکردهای تئوریک مطرح شده توسط استاد طاهری در تبیین یافته ­های پیشین علمی و راهگشایی در راستای کشفیات جدید موثر است. مبانی متعددی نیز در توضیح پدیده­های هستی در این رویکرد وجود دارد که دنیای علم کماکان به آنها دست پیدا نکرده است. استفاده از رویکردها و مبانی تئوریک استاد طاهری و بکارگیری میدان­های آگاهی معرفی شده توسط ایشان در تعامل با دنیای ماده و انرژی می­تواند به کشفیات بزرگ و ارزشمندی در دنیای علم منجر شود.

الف) نوع مداخله در دنیای ماده را ما تعریف نمی کنیم. بلکه از طرف شبکه شعور کیهانی برای ما تعریف شده است. مانند آنچه که در فرادرمانی و یا سایمنتولوژی رخ داده و چارچوب آن را ما تعریف نکرده ایم بلکه این چارچوب وجود داشته و توسط بنیانگذار آن کشف و عرضه شده است. بدیهی است که برای عرضه و معرفی این رشته ها، بنیان گذار مجبور بوده آنرا با تعاریف و ترمینولوژی ابداعی خود معرفی کند (یعنی برای این کشفیات تعاریف و ترمینولوژی ابداع کند که مختص به خود می باشد). ما می دانیم که میدان های شعوری متغیر زیر مجموعه«شبکه شعور کیهانی» می باشند که با هماهنگی با زیر مجموعه های خود مانند اکوسیستم کیهانی و اکوسیستم زمینی تاثیراتی بر عالم مادی دارد.

 ب) از آن جا که شبکه هوشمندی و آگاهی و شعور، خود به دو بخش مثبت و منفی تقسیم می شود، ما مجاز به استفاده از بخش منفی آن نیستیم و صرفا از بخشی استفاده می کنیم که در راه کمال و سعادت بشر باشد و به طور کلی از آن چه که ایجاد قدرت در دست انسان نماید، پرهیز می کنیم.

جواب: هیچگونه محدودیتی برای مداخله در دنیای ماده و انرژی وجود ندارد. اما به منظور مشاهده اثرات قابل اندازه گیری معنادار با دستگاه­های شناخته شده سنجش امروزی، پیشنهاد می­شود با بخش طراحی پژوهش در مرکز رصد مطالعات در ارتباط باشید. باید در نظر داشت به دلیل اینکه مداخله هوشمندانه انجام می­ گیرد و در جهت خدمت به ارتقا بشریت است، در نتیجه سلیقه­ و اظهار نظر شخصی بر نتیجه تاثیرگذار نیست.

فرادرمانی، نوعی درمان مكمل است كه ماهیتی به طوركامل عرفانی دارد و شاخه‌ای از«عرفان كیهانی (حلقه)» به ‌شمار می‌آید. این رشته چهل ‌ساله بر ‌ادراكات شهودی بنیانگذار(محمدعلی طاهری) استوار است. در این شاخه درمانی، فرادرمانگر بیمار را به شبكه شعور كیهانی(شبكه آگاهی و هوشمندی حاكم بر جهان هستی؛ شعور الهی) متصل می‌كند و او را كاوش (اِسکن) می‌كند و ضمن ارائه اطلاعاتی درباره نحوه اتصال خود، از طریق دیدن رنگ‌ها، نورها، احساس حركت و فعالیت نوعی انرژی در بدن و همچنین گرم شدن، درد گرفتن، تیركشیدن، ضربان، تشنج وغیره، اعضای بیمار و پرتنش بدن بیمار را مشخص می‌كند و با حذف علایم، روند درمان آغاز می‌شود.

هدف كاوش (اِسکن)، زیر ذره بین قرار گرفتن وجود بیمار است؛ در این‌صورت، سابقه بیماری و وضع كنونی بیمار آشكار می‌شود و با جریان یافتن پرونده بیماری‌ها، بیرون‌ریزی آغاز می‌شود. این پرونده‌ها ممكن است به‌ جسم، روان، ذهن و سایر بخش‌های وجودی بیمار مربوط باشد. باید با صبر و حوصله اجازه داده شود تا بیرون‌ریزی‌ها خاتمه یافته  و درمان اساسی صورت بگیرد.

  • «نكته مهم»: تعریف بیرون‌ریزی عبارت است از آشكار شدن سابقه بیماری‌ها و بیرون ریختن آنها. سابقه بیماری‌ها ممكن است حتی به دوران جنینی، طفولیت، و بیماری‌های آشكار و نهان كنونی فرد، و همچنین ترس‌های نهفته، گره‌ها و تنش‌های روانی، نابسامانی‌های ذهنی و… باز گردد.

 در بیرون ریزی به صورت همه جانبه ای، جسم، روان و ذهن فرد اسكن می شود. در اسكن، گاهی علائمی بروز می كند كه آمادگی بدن را برای ابتلا به بیماری هایی نشان می دهد كه احتمال بروز آن ها در آینده وجود دارد. برای مثال، شاید ظاهر شدن لرزش دست، نشان دهنده آمادگی فرد برای ابتلا به پاركینسون باشد؛ یا درد در ناحیه قلب، یا ضربان غیرعادی و بی سابقه در فرد، بیانگر وجود مشكلاتی در ناحیه قلب است كه با اسكن خود را نشان داده و پس از آن رفع می شود.

 این شیوه درمان به همه اجزای وجودی انسان توجه می‌كند و كل وجود بیمار را همزمان در ارتباط با شبكه شعور كیهانی قرار می‌دهد تا با صلاحدید هوشمندی، شبكه كارهای لازم را برای رفع اختلال در اجزای مختلف، انجام دهد و فرد مراحل درمان را طی كند. این شاخه بدان دلیل، فرادرمانی نامیده شده كه ناشی از دیدگاهی به نام «فراكل‌نگری» است که به منظور درمان، همه ابعاد وجودی فرد را به یکجا مورد توجه قرار می دهد.

 این مكتب درمان می‌تواند در درمان همه انواع بیماری‌ها مؤثر باشد و درمانگر اجازه ندارد نوعی از بیماری‌ را درمان ناپذیر بداند، زیرا درمان را «شبكه شعور کیهانی» انجام می‌دهد و نه فرادرمانگر؛ بنابراین هر نوع اصلاح، و رفع هر اختلالی در بدن برای شعور و هوشمندی كیهانی آسان است.

 شبكه شعور كیهانی، مجموعه هوش، خرد یا شعور حاكم بر جهان هستی است كه آگاهی نیز نامیده می‌شود و یكی از سه عنصر موجود در جهان هستی است. سه عنصر جهان هستی عبارتند از:  ماده، انرژی و آگاهی.

 نظر به این كه آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بُعد زمان و مكان بر آن حاكم نیست و با كمك این شبكه، درمان از راه دور و نزدیك امكان‌پذیر است.

 آگاهی، همچنین كمیت ندارد و اندازه ‌گرفتنی نیست. همان‌گونه كه گفته شد، فقط با ایجاد انگیزش‌هایی در بدن بیمار، نقطه اثر آن آشكار می‌شود. بنابراین درمانگر نمی‌تواند این قابلیت و توانمندی را به خود نسبت دهد.

  • «نكته مهم»: در فرادرمانی به عنوان زیر مجموعه ای از مكتب عرفان حلقه، برخلاف خیلی از روش‌ها(مانند پولاریتیدرمانی)، درمان را درمانگر انجام نمی‌دهد، بلكه درمان از راه اتصال به شبكه شعور كیهانی صورت می‌گیرد و درمانگر تنها نقش یک رابط را بازی می‌كند تا حلقه‌ای به ‌نام «حلقه وحدت یا حلقه پیوند و اشتراک شعوری» كه بسیار هوشمند است، تشكیل شده و فیض رحمت عام الهی در آن جاری شود و درمان صورت گیرد).
  • شرط اساسی نتیجه گرفتن از فرادرمانی، حضور بی طرفانه فرد در مقام «شاهد و نظاره‌ گر» در این حلقه است. داشتن ایمان‌ و اعتقاد نسبت به حلقه و کارایی آن و همچنین نسبت به فرادرمانی به هیچوجه لازم نیست و هرکسی په نسبت به آن ایمان داشته باشد و چه نداشته باشد میتواند آن را مورد استفاده قرار بدهد.
  • با این توضیح مشخص می‌شود كه درمان به انرژی و مهارت فرادرمانگر بستگی ندارد. همچنین به استعداد، قدرت و انرژی خاصی از جانب فرادرمانگر نیاز ندارد، بلكه هوشی بسیار برتر، آن را هدایت و رهبری می‌كند و قابلیت‌های فردی هیچ گونه تأثیری در انجام درمان ندارند. در نتیجه، فرادرمانگر نیز دچار هیچ عارضه‌ای، مانند خستگی و تحلیل جسمی نخواهد شد و نیازی به جبران انرژی از طبیعت و غیره نیز نخواهد داشت. در ضمن، وجود لایه محافظ، از درمانگر در برابر خطر«تشعشع شعور معیوب سلولی» و سایر تشعشعات منفی بیمار و آلودگی های ناشی از وجود موجودات غیراُرگانیک، محافظت می‌كند.

«سایمنتولوژی» یا «ذهن- روان شناسی فراکل نگر»، به بررسی ذهن و روان می پردازد. این رشته انسان را از منظری دیگر و با دیدی فرا کل نگر مورد مطالعه قرار می دهد. در سایمنتولوژی، ذهن و روان از یکدیگر جدا دانسته میشوند و هر یک با مفهومی مستقل و جداگانه به کار می روند و بخش های خاصی از وجود انسان را شامل می شوند. این رشته همچنین نگاهی نرم افزاری به انسان و همه ابعاد وجودی او داشته و به همین دلیل نیز برای رفع اختلالات ذهن و روان نیز دید و رویکردی نرم افزاری دارد.

سایمنتولوژی یا ذهن- روانشناسی فراکل نگر، چارچوبی است «نرم افزاری» که هیچ گونه مداخله  «سخت افزاری» در امر درمان(ذهن- روان) انسان ندارد و در بُعد نرم افزاری هم هر چند که تکنیک های درمانی دیگری هم مانند روان کاوی، روان درمانی و… در زمره درمان های نرم افزاری قرار دارند، «سایمنتولوژی» از هیچ کدام از این تکنیک های رایج استفاده نمی کند. در واقع، سایمنتولوژی تکنیک مدار نیست و این تفاوت آشکار آن با همه انواع درمان های معمول در روانشناسی و روانپزشکی است.

     در سایمنتولوژی دو نوع رویکرد نسبت به انسان تعریف می شود:

الف) رویکرد کل نگر: مرتبط بودن ذهن، روان و جسم و اعتقاد بر این که بدون در نظر گرفتن ارتباط ذهن، روان و جسم نمی توان تعریف دقیقی از سلامت و بیماری و… داشت.

  • رویکرد فراکل نگر: مرتبط بودن ذهن، روان و جسم با اکوسیستم کیهانی و اکوسیستم زمینی و کل کیهان و اعتقاد بر این که بدون در نظر گرفتن این ارتباط نمی توان تعریف درستی از انسان داشته باشیم. در بینش فراکل نگر سایمنتولوژی، هر جزیی در رابطه با سایر اجزا بررسی می شود. جسم، روان، ذهن و سایر کالبدها و اجزای وجودی انسان با یکدیگر ارتباط دارند و مختل شدن هر یک از این اجزا، باعث لطمه دیدن سایر بخش ها می شود.

هدف و کاربرد سایمنتولوژی

هدف اصلی سایمنتولوژی شناخت انسان، نرم افزارهای وجودی او و همچنین تشخیص(به شیوه نرم افزاری مختص به خود) و درمان اختلالات ذهنی- روانی و مشکلات ناشناخته است که می توان آن را به اهداف جزئی تر ذیل تقسیم نمود.

  • خودشناسی به منظور پیدا کردن جایگاه انسان در هستی و شناخت برنامه های نرم افزاری او
  • ترویج خوب اندیشیدن، خوب رفتار کردن، خوب بودن
  • رساندن انسان به بهترین کیفیت:
  • شناسایی اختلالات ذهن- روان و رفع مشکلات فوق به طریق نرم افزاری بدون مداخلات سخت افزاری.
  • ارایه تعاریف جدیدی از بیماری های ذهنی و روانی و تشخیص و تفکیک بهنجاری و نابهنجاری به منظور انسان شناسی (نه به منظور مداخله سخت افزاری)

نکته مهم: با وجود چنین تصویری از انسان، تشخیص بیماری و بخش معیوب وجود او غیرممکن است. مگر این که یک سیستمی هوشمند بتواند با اسکن دقیقی اجزای معیوب وجود را مشخص و اصلاح نماید که در این مورد، طبق توضیحاتی که ارائه خواهد شد، این اسکن را«شبکه شعور کیهانی»  بر عهده دارد تا با اصلاح نرم افزارهای وجودی انسان، سلامتی ذهن و روان را تامین کند.

داﻧﺸﮕﺎه ﻃﺐ ﺳﻨﺘﻲ ارﻣﻨﺴﺘﺎن، آﻛﺎدﻣﻲ ﺑﻴﻦ اﻟﻠﻤﻠﻲ اﻛﻮ اﻧﺮژی ﻛﺸﻮر ﺟﻤﻬﻮری آذرﺑﺎﻳﺠﺎن، اداره ثبت اختراعات و نوآوری های پژوهشی فدراسیون روسیه، وزارت آموزش و تحقیقات رومانی، ﻣﺴﺎﺑﻘﺎت ﺑﻴﻦ اﻟﻠﻤﻠﻲ ﻣﺨﺘﺮﻋﻴﻦ و ﻣﺒﺘﻜﺮﻳﻦ ﻧﺎﺑﻐﻪ ﻛﺸﻮر ﻛﺮه. توضیحات بیشتر در بخش معرفی بنیانگذار در همین سایت آمده است.

از ویژگی های خاص اینترنت کیهانی، امکان استفاده از میدان های شعوری متغیر زیر مجموعه آن است که از طریق کانال« فرازمان- فرامکان»، نوعی ارتباط با این میدان ها برای ناظر امکان پذیر می شود. در عمل به این روند، «اتصال» می گوییم. اینترنت کیهانی با رعایت شرایطی این امکان را در اختیار کاربر قرار می دهد (مانند آن چه که در طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی از آن استفاده می شود). این تونل فرضی می تواند خصوصیات منحصر به فردی داشته باشد كه از طریق اینترنت کیهانی، تغییراتی معنادار توسط میدان های شعوری متغیر، بر روی موجود زنده و ملکول ایجاد کند. البته بدون دسترسی به تونل «زمان- مكان»، هیچگونه اتفاقی نمی افتد. بنابراین، با شرط برقراری «اتصال» به اینترنت کیهانی، میدان شعوری متغیر ایجاد می شود.

نکته: نحوه برقراری اتصال، در حوزه علم شهودی بوده و کسی که آموزش آن را گذرانیده باشد، این اتصال را می تواند برقرار کند.

  • شعوراکوسیستم در برگیرنده نحوه کنترل و ارتباط بین کلیه ذرات کیهان با یکدیگر و کنترل و تعادل مابین آن ها است. در کیهان، هیچ ذره ای بدون ارتباط با سایر ذرات نمی تواند وجود داشته باشد. هر گونه تغییر در کیهان، توسط شعور اکوسیستم صورت گرفته است. بنابراین، تولد، مرگ و از حالی به حال دیگر شدن کلیه اجزای کیهان، توسط شعور اکوسیستم تعیین و به مورد اجرا گذارده می شود. برای مثال، پدیده انفجار بزرگ، پیدایش منظومه شمسی، ایجاد کرات مختلف از جمله کره زمین و پیدایش حیات بر روی آن همگی توسط شعور اکوسیستم هدایت، مدیریت و به مورد اجرا گذارده شده است.
  •  هر جزئی از هستی، محتاج تبادل با سایر اجزاست و هیچ جزء مستقلی در کیهان وجود ندارد و بقای هر بخشی و هر ذره ای بستگی به ارتباط و هماهنگی با سایر بخش ها و ذره ها دارد و به این وسیله بقا می یابد. برای مثال، هر ذره ای در اثر جاذبه ای جهانی و کیهانی باقی است. گردش هر چیزی به دور محوری، در اثر دو نیروی گریز از مرکز و جذب به مرکز اتفاق می افتد و روابط بین انواع اجزای اکوسیستم بزرگ جهان هستی باعث تداوم وجود آن ها می شود. مجموعه این روابط، تبادل و پیوستگی  را در کیهان تأمین می کند که بر اساس قوانینی برقرار می باشد.
    • اکوسیستم دارای هدف مشخص و معینی است و می داند از کجا شروع کرده، به کجا می خواهد برود و چه هدفی را دنبال می کند و برای تحقق خواسته و هدف خود در هر لحظه چه تبادلات، تغییرات و طراحی هایی را باید در هستی ایجاد کند. از این رو، اکوسیستم دارای شخصیت 1 ،هویت و رفتار2 معین و تعریف شده است. زیرا حرکت آن جهت دار می باشد و این جهت به آن هویت می دهد. بنابراین، رفتار آن نیز در راستای تحقق بخشیدن به هدف آن است. از این دیدگاه، اکوسیستم دارای شخصیت می باشد. زیرا، دارای نقش منحصر به فرد بوده و به نقشی که باید بازی کند، بخوبی واقف است.
  • شکل شماتیک زیر نشان می دهد که حیات تجلی می خواهد، تجلی حرکت لازم دارد، حرکت ایجاد رفتار می کند، رفتار به جهت نیاز دارد  و جهت هویت می آورد و هویت در نهایت باعث پدیدار شدن شخصیت می شود. از طرف دیگر حرکت تبادل انرژی را به دنبال خواهد داشت و تبادل انرژی در پس خود خستگی را خواهد داشت و بعد از آن تغییر و تولد و مرگ حاصل می شود.

  • از منظر سایمنتولوژی، نحوه تظاهر، حضور و رفتار در اکوسیستم شخصیت نامیده می شود. به عبارتی دیگر، شخصیت برنامه نرم افزاری است که هر جزء از اجزای عالم هستی، مطابق آن در صحنه اکوسیستم ظاهر شده و نقش منحصر به فردی را بازی می کند. چنین نقشی شخصیت آن عضو می باشد.

  • نحوه عملی ظاهر شدن، تجلی پیدا کردن و نوع مشارکت بالفعل در اکوسیستم برای هر عضوی، رفتار آن عضو خوانده می شود. در نتیجه، شخصیت در برگیرنده کلیه فاکتورها و برنامه های رفتاری و نشان دهنده همه خصیصه های یک عضو در اکوسیستم می باشد.
  • شخصیت یا کاراکتر هر عضو در اکوسیستم بر اساس قواعد اکوسیستم محفوظ و محترم است. رده ی ­ سرطانی همانطور که در مطالعات تجربی هم تایید شده است در نتیجه ارتباط با میدان آگاهی، در سرطانی بودن خود تقویت می­شود.

تعریف مغز در فرادرمانی(نظریه ارتباط میان مغز و کالبدها)

مغز، مجموعه آنتن هایی است كه اطلاعات حواس مختلف داخلی و خارجی بدن را به كالبدهای مختلف وجودی انسان مانند كالبد ذهنی(بخش ادراكات)، كالبد روانی(بخش احساسات) و سایر كالبدها مخابره كرده، یا از آنها دریافت و به زبان جسم ترجمه می‌كند.

در دنیای علم، مغز انسان را مانند اَبررایانه ای در نظر می ‌گیرند كه فرمانده بدن و هدایت‌ كننده مسیر فكری و حیاتی انسان است. برای بررسی دقیق‌ تر مغز و تعیین فعالیت‌های مختلف و گسترده آن، ابتدا كنترل فعالیت‌های حیاتی و ستادی مغز را به طور کلی تحت یک نگاه اجمالی قرار می دهیم:

اما اگر قرار باشد بپذیریم که مغز یک ابررایانه است، در این صورت پرسش‌هایی مطرح می شود. برای مثال، یک رایانه را باید اپراتور برنامه‌ ریزی نموده و سپس آن برنامه‌ها را مورد استفاده قرار بدهد. بدون اُپراتور، هیچ سیستمی نمی تواند هم خود را برنامه‌ ریزی نموده و هم از آن برنامه‌ها استفاده کند. بنابراین:

اگر مغز یک اَبَررایانه است، اُپراتور آن کجاست؟

آیا اُپراتور، جزئی از مغز است یا مستقل از آن؟

 از زاویه ‌ای دیگر نیز می توان به موضوع نگاه کرد: می دانیم که مغز از نورون‌ها تشکیل شده است(شکل زیر) و نورون، توزیع‌ کننده‌ سیستم الکتریکی مغز است و مانند کُنتاکتور برق عمل می کند. در واقع، مجموعه ‌ای از نورون‌ها یک مدار فرمان برق را تشکیل می دهند که به کمک این مدار فرمان، کلیه‌ سیستم‌های خودکار )اتوماسیون) بدن کنترل می شود.

در یک مدار فرمان برق، با باز و بسته شدن کُنتاکت‌ها، جریان برق قطع و وصل می شود. پالسی که در هر لحظه از گیرنده‌های مختلف می ‌رسد، با تحریک بوبین‌های کنتاکتورها، باعث باز و بسته شدن کنتاکت‌ها می شود و به دنبال آن، به ‌طور خودکار کلیه‌ اعمال فیزیکی و مکانیکی مرتبط با آن انجام می گیرند. در نورون نیز، به همین ترتیب، جریان الکتریکی از یک سو وارد می شود و از طریق انتقال‌دهنده‌های عصبی، از نورون عبور می کند و بدین ترتیب، نورون، وظیفه توزیع جریان الکتریک را به عهده دارد که باعث میشود این مدار فرمان پیام هایی را به زبان فیزیکی(الکترو- شیمیایی)  ترجمه نموده و متعاقب آن فیزیک بدن از آن پیام ها با خبر شده و نسبت به آن ها واکنش نشان بدهد.

با این توضیح و با توجه به این ِ که تاکنون مغز جداگانه ای برای نورون شناسایی نشده است، این پرسش‌های اساسی پیش می آید که اُپراتور نورون کجاست؟

 آیا نورون نیز مغزی جداگانه دارد؟ و «در صورتی که نورون نیز مغز جداگآن های داشته باشد، اُپِراتور مغز نورون کجا قرار دارد؟

سؤالات دیگری را نیز می توان درباره‌ نورون مطرح کرد. برای مثال:

 آیا نورون است که تصمیم می گیرد انسان به سمت وحدت یا کثرت برود؟

آیا نورون راه و روش زندگی او را تعیین می کند؟

آیا نورون است که تصمیم می گیرد انسان عاشق و از خود بی ‌خود شود، به حیرت و تعجب بیفتد و یا ایثار و فداکاری کند؟

وقتی پزشک می گوید: «اگر بیمار روحیه اش خوب باشد، امید به نجات او بیشتر خواهد بود»، چه منظوری دارد؟

چگونه نورون می تواند روحیه‌ خوب را تشخیص دهد یا آن را ایجاد کند؟

آیا نورون می تواند روحیه ساز باشد؟

به طور مسلم یک نورون نمی داند که روحیه چیست و انجام این کارها از نورون بر نمی‌آید و هرگز قادر به انجام چنین کاری نیست. بخشی از نورون‌ها، سیستم خودکار(اتوماسیون) بدن را اداره می کنند و اعمال غیرخودکار و پیام ها را از جای دیگری غیر از مغز دریافت می کنند.

در واقع، مغز یک آشکارکننده است و دستوراتی را از کالبد روانی و کالبد ذهنی دریافت و به زبان جسم ترجمه می کند. کالبد ذهنی و کالبد روانی جزء مغز نیستند و در یک وضعیت مخابراتی نسبت به آن قرار دارند.

مغز یک بخش قشری(کورتیکال) و یک بخش تحت ‌قشری (ساب‌ کورتیکال) دارد. بخش تحت قشری، سیستم خودکار بدن (مانند ضربان قلب و تنفس) را کنترل می کند و اپراتوری همه‌ سلول‌ها به وسیله‌ ذهن صورت می گیرد.

از دید فرادرمانی و سایمنتولوژی، بخش قشری مغز یک مجموعه ای از آنتن هایی است که پیام بخش‌های مختلف روان و ذهن را دریافت و ترجمه می کند. اگر به این مجموعه آنتن لطمه‌ای وارد شود، این ترجمه صورت نمی گیرد. در این حالت، بخش تحت قشری مغز کار می کند و فعالیت‌های حیاتی برقرار است اما ارتباط ذهنی با پیرامون قطع شده و فرد، فقط می تواند زندگی گیاهی داشته باشد. یعنی از زندگی شناختی که منجر به درک و احساس می شود، محروم می شود. این وضعیت (قطع ارتباط ذهن و مغز)، «مرگ مغزی» است. در شرایط مرگ مغزی، تنها اگر اصلاحی صورت بگیرد که این سیستم آنتن(مغز) بتواند با ذهن ارتباط برقرار کند، بیمار به روال عادی بر می گردد.

عملکرد مغز در دیدگاه فرادرمانی و سایمنتولوژی به چند بخشِ کلی تقسیم می شود:

  • کنترل فعالیت‌های خودکار بدن (اتوماسیون)
  • کنترل فعالیت‌های غیرخودکار
  • حافظه‌ی مغزی
  • آشکارسازی فعالیت‌های فکری و ذوقی
  • دریافت اطلاعات خارجی به کمک سنسورهای حواس مختلف
  • مخابره‌ی اطلاعات سنسورهای حواس به کالبدهای وجودی مختلف و دریافت اطلاعات مخابره شده از آن ها
  • ترجمه‌ی اطلاعات دریافتی از کالبدهای مختلف به زبان جسم، از طریق پالس های الکتریکی و تولید و ترشح‌های شیمیایی

کسانی که در کلاسها شرکت می کنند، می توانند برای خود و  دیگران کار کنند و به صورت تخصصی با مباحث شعور آشنا شوند و از مباحث نظری و عملی بی شماری بهره مند شوند. ولی کسانی که در کلاس ها شرکت نمی کنند فقط می توانند از بخش درمانی آن استفاده کنند، آن هم فقط به عنوان یک فرادرمانگیر. البته هیچ تفاوتی در خود اعلام برای فردی که کلاس بیاید با فردی که کلاس نیاید و فقط برایش اعلام بکنند، وجود ندارد و هر دو می­توانند از اثر میدان شعوری مرتبط استفاده بکنند. ولیکن افرادی که در کلاس حضور دارند با مباحث ارتباط های زیادی به صورت نظری و عملی آشنا می شوند و تجاربی را به دست می آورند که فقط مختص حضور در کلاس و آموزش است.

همانطور که قبلا توضیح داده شد این تجارب غیر از انسان بر روی حیوان، گیاه، سلول، میکرورگانیزم، مولکول  نتایج مثبت داشته که وجود شعور را به اثبات می رساند.

آزمایشات انجام شده بر روی بتون به عنوان مولکول، منجر به نتایج آماری معناداری شده که به صورت مقالاتی ارائه شده است.

آمار تاثیر فرادرمانی طبق آمارهایی که پس از پایان دوره یک (فرادرمانی) که مستند می باشد بر روی افراد شرکت کننده در این دوره به طور میانگین حاکی از تاثیر 70% مثبت است. اما در مورد بیماری ها باید هر نوع بیمار با جمعیت آماری تعریف شده مورد آزمایش دقیق علمی قرار بگیرد تا آمار مربوط به آن ها مشخص شود. در حال حاضر بیشتر تجارب به صورت کیس ریپورت گزارش شده است (به غیر از مواردی که در مجلات دانش پزشکی و طب کل نگر ارائه گردیده است).

 بله بر رشد جمعیت و مقاومت به انتی بیوتیک­ها مطالعاتی متمرکز انجام شده است که بزودی بعد از چاپ در ژورنال­های معتبر، از طریق سایت اطلاع­ رسانی خواهد شد.

مشابه انسان، با در نظر گرفتن قواعد اکوسیستم و رویکرد آماری، تغییرات معنا دار در نمونه های تکی و موردی قابل مشاهده بوده است. مطالعه جمعیت آماری در دست اقدام است.

در ارتقای مواد و سازه­ های بی جان و افزایش مقاومت و… در دست بررسی است که از تجارب به دست آمده چه استفاده های صنعتی نیز می توان بهره برد.

به غیر از کتب، مجلات و خلاصه مقالات کنگره­ها یک نمونه ثبت حق تقدم پتنت در مورد سیمان داشته­ایم که جزییات آن در سایت قابل مشاهده است.

  • ایجاد میدان های فیزیکی نیاز به ادوات و تجهیزات ویژه دارد، در حالیکه برای ایجاد میدان شعوری به هیچگونه تجهیزاتی نیاز نیست. همچنین نیازی به استفاده از ادوات و تجهیزات آشکار کننده میدان های الکترو ماگنتیک و امواج در چنین آزمایشاتی نیست.
  • اثبات هوشمندی، شعور و آگاهی از ارتباط های راه دور که می تواند مسیر و هدف خود را بدون مداخله انسانی به دقت پیدا کند، در حالیکه عناصر مادی و انرژیتیک از چنین قابلیتی برخوردار نیستند.
  • انسان شمول بودن و سهولت تجهیز به آن، مستقل بودن از نژاد، ملیت، دین و مذهب، اعتقاد و ایمان افراد
  • ارائه بینش نرم افزاری و عدم وجود هرگونه مداخله­ سخت افزاری
  • عدم وجود هرگونه عارضه جانبی
  • عدم نیاز به توانمندی ها، استعداد و تخصص و تشخیص فردی، ، تمرین، ممارست، مهارت و…
  • عدم وجود راه و روش، فن و تکنیک و…
  • رایگان بودن و عدم نیاز به صرف هزینه برای ایجاد ارتباط و میدان های شعوری
  • مصون بودن از خطاهای فردی
  • عدم محدودیت زمانی و مکانی دسترسی و استفاده و…
  • عدم محدودیت در مورد نوع سوژه از نظر جنسیت(انسان، حیوان، گیاه، سلول، میکروارکانیزم و سلول)
  • عدم محدودیت از نظر موضوع سوژه(نوع بیماری، نوع آزمایش و…).
  • محدودیت زمانی برای نتیجه گیری از آزمایشات
  • امکان حلقه مفقوده دنیای علم رایج شامل بخش غیر ماده و غیر انرژی کیهان
  • چند بعدی بود این مکتب که به غیر مواردی را که در آزمایشگاه دنبال میکند ابعاد معرفتی و… را نیز مورد مطالعه خود دارد.
  • ارایه تعاریف دقیق تری از انسان، هدفمندی، تعالی و کمال انسانی و …
  • ترویج خوب اندیشیدن، خوب رفتار کردن، خوب بودن
  • امکان کار بر روی سوژه مورد آزمایش از راه دور و نزدیک

فرادرمانی به عنوان طب مکمل برای بررسی فیزیک و بیماری های فیزیکی، روان و روان-تنی بدون هر گونه مداخله سخت افزاری می باشد و سایمنتولوژی  طب مکملی است که برای بررسی و مطالعه ذهن و روان شناسی کل نگر و درمان بیماری های ذهنی و روانی (به ویژه بیماری های ذهنی مانند اسکیزوفرنی، دوقطبی، وسواس و…) بدون هرگونه مداخله سخت افزاری به کار گرفته می شود.

«سایمنتولوژی» یا «ذهن- روان شناسی فراکل نگر»، به بررسی ذهن و روان می پردازد. این رشته انسان را از منظری دیگر و با دیدی فرا کل نگر مورد مطالعه قرار می دهد. در سایمنتولوژی، ذهن و روان از یکدیگر جدا دانسته می شوند و هر یک با مفهومی مستقل و جداگانه به کار می روند و بخش های خاصی از وجود انسان را شامل می شوند. این رشته همچنین نگاهی نرم افزاری به انسان و همه ابعاد وجودی او داشته و به همین دلیل نیز برای رفع اختلالات ذهن و روان نیز نگاه و رویکردی نرم افزاری دارد.

اساس ارتباط در میدان­های آگاهی و مداخلات صورت گرفته بر اساس پیوند شعوری اجزاست که در آن ارتباط بین هر جز در اکوسیستم با بخش اصلی حاوی داده و اطلاعات در شبکه­ شعور کیهانی برقرار می­شود.

نظریه پیوند شعوری

بر طبق این نظریه، هرگاه بین شعور اجزای تشکیل دهنده وجود انسان و شعور کل ارتباط برقرار شود، شعور مدیریت بدن و سلول که جزئی از ذهن است، قادر به اصلاح، ترمیم و رفع عیوب و اشکالات بدن و سلول و اصلاح عملکرد نرم افزاری روان و سایر بخش های ذهن خواهد بود و در این صورت شفا و بهبود حاصل می شود. شعور اجزاء شامل شعور بینهایت بخش های وجودی انسان می باشد و شعور کل، شعور و هوشمندی حاکم بر جهان هستی است. با پیوند شعور جزء و کل، حلقه پیوند شعوری تشکیل و بخش مدیریت توزیع شعوری ذهن تجهیز می شود و با کلیه اجزاء در ارتباط قرار می گیرد و از این طریق همه اجزای آن را اسکن و اصلاح می کند (شکل).

این تعریف یکی از توضیحات نظری عملکرد میدان شعوری و یکی از مکانیزم های عمل تاثیر میدان شعوری را بر روی سخت افزار نشان می دهد(البته قبل از آن، تاثیر نرم افزاری رخ می دهد که متعاقبا این تاثیر بر روی سخت افزار نیز آشکار می گردد).

لازم به ذکر است در صورتی که بر روی سوژه ای کار شود که فاقد برخی از اجزای نشان داده شده در شکل شماتیک فوق باشد هیچ گونه تغییری در اصل موضوع نخواهد داشت و تاثیر پذیری در میدان شعوری بر روی اجزای باقیمانده ظاهر می شود مانند کار بر روی مولکول که فاقد بسیاری از اجزای زیستی نشان داده شده در این شکل می باشد.

در رویکرد معرفی شده توسط استاد طاهری، علم ایجاد شده توسط ایشان، در حیطه علم شهودی است. علم شهودی نیز علمی است که مبتنی بر دریافت ها و ادراکات الهامی و شخصی است.

تجربه به منظور مشاهده­ اثرات میدان­های شعوری و بررسی پیش­بینی­ها و اصول تئوریک رویکرد استاد طاهری جزیی اساسی و ارزشمند بشمار می­رود. به ویژه این که اصولا میدان های شعوری در حال حاضر فقط از طریق تجربه و آزمایش های علمی (تجارب آزمایشگاهی) قابل اثبات هستند.

نتایج آزمایشات و بررسی­های طراحی شده در چهارچوب اصول علمی شناخته شده، تکرارپذیر و قابل مشاهده در دامنه­ معنادار تغییرات است.

در تمام طول تاریخ تلاش های بسیار زیادی در جهت فهم و درک چیستی و چرایی و چگونگی هستی  به عمل آمده که حتی در صورت باطل بودن پله ای از نردبان دانش بشری را تشکیل داده که بدون طی آن مرحله بشر به دانسته های درست بعدی نمی رسید. هر اندیشه ای در هر زمانی نهایت دسترسی بشر بوده که باعث پیش آمدن چالش های فکری دیگری شده که آن چالش ها مجددا راه را برای دسترسی های دیگر باز کرده و از این میان دستآوردهای صحیح مشخص شده است. بنابراین، هر نظریه ای ممکن است مردود شناخته شود و به طور مسلم همه نظریات درست نیستند زیرا قبول بعضی از نظریات مساوی با رد نظریات دیگری می باشد. اما آن چه که مهم است نفس تحقیق است و حقیقت پژوهی(کوشش بیهوده به از خفتگی است).

  • طی چهار دهه مشاهده و تجربه شخصی و جمعی تاثیر آنچه که میدان های شعوری نام گذاری شده بر روی انسان، حیوان، گیاه، سلول، میکروارگانیزم و مولکول به اثبات تجربی گروه انبوهی از افراد رسیده که از دو دهه قبل بررسی آن ها در قالب طرح های علمی به معنی انجام آزمایشات با معیارهای مورد قبول علوم رایج آغاز شده که منجر به چاپ مجلات و مقالات و آموزش افراد بیشتری در این حوزه گردید. ولیکن متاسفانه با برخوردهای عقیدتی و قانونی و رویکردهای امنیتی با بنیانگذار به علت مواجه شدن با استقبال عامه مردم و … برای حدود یک دهه متوقف شد که مجددا آغاز شده است. در ماه های اخیر آزمایشاتی نیز در آزمایشگاه  و… انجام شده که نتایج آنها مثبت بوده است. از اینرو به عنوان محقق مسئولیت داریم تا یافته های خود را به جامعه علمی ارائه داده و مشاهدات خود را گزارش دهیم. حتی اگر نتیجه نهایی آن غلط باشد، ولی اگر این نتایج به احتمال یک در هزار درست باشند(که شکی در درستی آن ها نداریم) می تواند تحولات بزرگی در داشته های علمی انسان ایجاد کند. با این حساب نمی توان از کنار آن با اغماض گذشت.

    نام Sciencefact از اینرو برای این رشته تحقیقاتی انتخاب شده که حوزه ای را مورد بررسی قرار که تابع اصول زیر باشند:

    • آنچه که واقعیت داشته باشد، علم است چه دلیل آن را بدانیم و چه ندانیم.
    • در کیهان به غیر از ماده و انرژی عوامل دیگری وجود دارند که نه ماده هستند و نه انرزی ولیکن میتوان اثار آنها را به عنوان واقعیت ثبت و ضبط نمود و با معیارهای علمی به اثبات رساند. Sciencefact به بررسی این واقعیت ها می پردازد تا بتواند وجود آن ها را ثابت کند. مقوله عام مورد بررسی فعلی میدان های شعوری می باشد.
  • عدم امکان و توانایی دنیای علم رایج برای انجام چنین مداخلاتی(تاثیرات).
  • دنیای علم رایج بدون مداخله سخت افزاری قادر به انجام کاری نیست در حالیکه در Sciencefact مداخلات به طور کلی نرم افزاری است که اگر مورد قبول و اثبات قرار بگیرد آغازگر انقلاب دیدگاه نرم افزاری است که نشان می دهد در پس هر جزیی از اجزای کیهان نرم افزاری قرار دارد که می توان در این نرم افزار به نوعی مداخله کرد.
  • از آنجا که این مداخله، نرم افزاری است، تخریبی نبوده و عوارض جانبی ندارند.
  • عدم صرف هزینه برای ایجاد مداخله و… .
  • امکان دسترسی عموم، بدون عدم محدودیت زمانی و مکانی و بدون نیاز به تخصص خاص.

بر اساس نوع پارامتر مورد نظر در بررسی متنوع خواهد بود. در مطالعات حاضر نمونه مداخله بر سیمان در کاتالوگ موجود است.

  • اگر منظور از تاثیر مثبت و منفی ایجاد تاثیرات سازنده و یا مخرب است در پاسخ باید گفت از آنجا که این تاثیرات هوشمندانه(مثبت) است امکان به کار گیری آن در جهت اهداف مخربانه وجود ندارد.
  • اگر منظور به دست آمدن آمار خلاف انتظار و یا خواسته ما باشد، در اینصورت پاسخ مثبت است و این امکان وجود دارد. ولی از انجا که میدان های شعوری مختلف هر کدام تاثیرات متفاوتی بر روی سوژه های تحت آزمایش دارند. در این صورت باید نوع میدان شعوری را به گونه ای انتخاب کنیم که خواسته مورد نظر ما تامین شود و جهت درست آماری مبنی بر کاهش و یا افزایش فاکتور مورد نظر ما تامین شود.

شعور و هوشمندی جزء لاینفک کیهان می باشد که طبق نظریات ارائه شده و مطابق با تعریف های آن مورد کشف و شهود قرار گرفته است. شعور بر دو نوع کلی ثابت و متغیر تقسیم می شوند. کیهان و همه اجزای آن از شعور ثابت ایجاد شده اند و طی اصول مشخصی این اجزا تا حدودی می توانند تحت تاثیر شعور متغیری قرار بگیرند. این میدان شعوری متغیر زیر مجموعه یک اینترنت کیهانی می باشد. شرط ایجاد این میدان شعوری متصل بودن فرد به اینترنت کیهانی است. این اتصال امری تفویضی و غیرفیزیکی بوده که فقط توسط کسی که قبلا این تفویض برای او انجام شده، امکان پذیر است ولی اولین نفر یعنی کاشف این موضوع خود به طریقی عرفانی  به آن متصل شده است که این پدیده فقط با معیارهای عرفان قابل توضیح است و هیچ توضیح دیگری ندارد. این هوشمندی و شعور به دلایلی قابل توضیح با معیارهای مقبول دنیای علم نیست ولی تجربه نشان داده که کسی که آنرا کشف نموده میتواند خود و دیگران را به این هوشمندی مرتبط کند و دیگران هم به همین گونه قادر هستند این اتصال را برای دیگران ایجاد کنند.

مطالعات متعدد تا به امروز انجام شده و در دست اجرا هر کدام بخشی از محتوای تئوریک رویکرد استاد طاهری را مورد تایید قرار داده­اند. پیش از این نیز، تجربه ارتباط فردی و گزارش­های مربوط به رفع بیماری­ها و مشاهده­ی اثرات متنوع میدان­های آگاهی در جمعیت فراوان افراد از کشورهای مختلف، از شواهد قابل اتکا بشمار می­روند.

شروع این کشف و شیوه نگرش به چهل سال قبل بر میگردد که 10 سال اول به مطالعه این راه و مقایسه آن با سایر روش ها سپری شده و 10 سال دوم به بررسی موضوع در جمع ها و کلاس های خصوصی و خانگی و دهه سوم آن به بررسی علنی و برگزاری کلاس های آموزشی رسمی و آزمایش عمومی طی شده است که منجر به کسب نتایج تجربی قطعی گردید. انتشار کتب ، مجلات و مقالات مربوطه حدودا از 15 سال و انتشار نتایج اولیه از دوازده سال پیش آغاز شده است (به بخش درباره بنیانگذاز در سایت Cosmointel.com مراجعه کنید). اما مطالعات متمرکز بر شواهد علمی رویکرد استاد طاهری، با استانداردهای مورد تایید دنیای علم، بعد از قریب به ده سال در بند بودن ایشان، نزدیک به یک سال است که با جدیت در حال انجام است.

از حدود 15 سال قبل با مهاجرت تعدادی از مربیان عرفان حلقه به سایر کشورها (به علت وجود فشارهای امنیتی و محدودیت فعالیت های جمعی در ایران و…) این مکتب در سایر کشورها هم به طور محدودی مطرح و مورد آزمایش های تجربی قرار گرفت که البته بیشترین مخاطب آن بازهم ایرانیان بوده اند زیرا ترجمه متون عرفانی ایران به زبان های دیگر از مشکلات خاص خود بر خوردار می باشد که در برخی موارد تقریبا غیر ممکن است.

بعد از مطالعات اولیه انجام شده نزدیک به 10-15 سال قبل، دربند شدن و محدودیت­های متعدد برای بنیانگذار این رویکرد رخ داد که امکان انجام و پیشبرد امور علمی و اجرایی وجود نداشت. از اوایل سال 2019 روند معرفی و انجام امور علمی سرعتی بیشتر بخود گرفته است.

آقای طاهری در حال حاضر مقیم کانادا ست و دسترسی به ایشان بطور مستقیم از طریق ایمیل شخصی و همچنین سایت Cosmointel.com امکان پذیر است.

کتاب انسان از منظری دیگر و مجلات دانش پزشکی و طب کل نگر.

  • عدم امکان انجام آزمایشات علمی به واسطه محدودیت های موجود.
  • عدم امکان پذیرش مقوله های Sciencefact به واسطه خارج بودن از چارچوب ماده و انرژی و جدید بودن نوع تحقیقات که از این بابت مقاله ها نمی تواند با معیارهای استاندارد مقاله نویسی علمی مطابقت داشته باشد. هرچند که خود آزمایش ها با رعایت موازین علمی تهیه شده است. برای مثال: ارائه خود تعریف شعور که نه ماده است و نه انرژی باعث میشود تا مقاله از همان ابتدا از چارچوب علم رایج خارج شود و مورد.

با ثبت نام در نزد یکی از هزاران مربی عرفان حلقه در کشورهای مختلف دنیا به ویژه در ایران.

با توجه به اینکه کلاس های عرفان حلقه تئوری و عملی است، برای این که بعد عملی آن بهتر انتقال پیدا کند، به طور مسلم کلاس های حضوری و فیزیکی بهتر است.

به علت شرایط امنیتی ایران، آمار دقیقی در دست نیست.

در حال حاضر در هیچ کشوری شعبه رسمی نداریم. اما به زودی اولین شعبه رسمی در کانادا افتتاح خواهد شد. اما مربیان عرفان حلقه تقریبا در اکثر کشورهای دنیا کلاس های آموزشی عرفان حلقه را برگزار می کنند.

به علت شرایط امنیتی ایران، آمار دقیقی در دست نیست.

«حلقه» به پیوند اشتراکی بین حداقل 3 عضو اینترنت کیهانی(شبکه شعور کیهانی)، فرد (یا افراد) متصل کننده و سوژه مورد آزمایش (انسان، حیوان، گیاه، سلول، میکروارگانیزم، مولکول و…) گفته میشود.

در حال حاضر به دلایلی نمیتوان همه انواع آنرا مشخص نمود. اما در آینده همه ابعاد آن مشخص میگردد.

مفاهیم از بعد عرفانی کاملا وابسته به فرهنگ و ادبیات عرفان ایران است. اما این موضوع مانع انسان شمول آن نمی باشد.

عرفان حلقه فاقد هرگونه مراسم و مناسک، ذکر و مانترا و… است.

  • رویکرد این مکتب ناشی از علم شهودی است که آن نیز منتج از دنیای عرفان است که به نام عرفان حلقه معرفی شده است. طبق تعریف این مکتب، عرفان بررسی بخش کیفی ادیان را بر عهده دارد و مذهب بررسی بخش کمّی ادیان را عهده داراست. بنابراین ریشه این مکتب از عرفان گرفته شده است. اما در کاربرد عملی و آزمایشات علمی هیچگونه ارتباط مستقیمی به آن ندارد و همه انسانها  صرف نظر از اعتقادات خود میتوانند این یافته ها را مورد آزمایش عملی قرار بدهند و نتیجه آن را به صورت مقاله تحقیقاتی مبتنی بر آمار های معنادار به دست آمده منتشر کنند. اما از لحاظ دیگر از جمله در جهت به دست آموردن تجارب عرفانی نیز همه افراد می توانند آن را تجربه نموده و در صورت مفید و کارا بودن از آن استفاده کنند.
  • این مکتب و بنیانگذار آن به عنوان مروجی برای آزادی اندیشه(که جزء فعالیت های جانبی آن می باشد) مداخله ای با روبنای اعتقادی افراد ندارد و همه میتوانند ارتباط مطرح شده در آن را مورد تجربه قرار داده و مورد استفاده و آزمایش قرار بدهند. اساس رویکرد استاد طاهری منبعث یا وابسته به مذهب نیست
  • کاربرد رویکرد استاد طاهری در شناخت بهتر هستی و انسان است و اساسا هدفی در جهت تایید یا رد مذاهب ندارد و به طور کلی این رویکرد مبتنی بر پاسداری از آزادی اندیشه است و نه مجادله با سایر مکاتب. زیرا در عمل همه می توانند داشته های فکری و اندیشه و کارکرد عملی آن ها را ارائه بدهند. بدیهی است مکاتبی که چیزی در خور عرضه داشته باشند هرگز وارد مجادله و بحث و جدل با دیگران بر سر اعتقاداتشان نخواهند شد. دراین رابطه اعتقاد این مکتب براین است که انسان در رویارویی اندیشه ها و آزاد گذاردن مخاطبان برای انتخاب بهترین ها از دید خودشان می تواند زمینه را برای آرامش انسان فراهم می کند. انسانی که همواره در گیر تعصب و جهالت ناشی از اعتقادات خود بوده که در عمل بهای سنگینی را از این بابت متحمل شده بدون آنکه این اعتقادات توانسته باشند بشر را از انحطاط اخلاقی و… نجات دهند و خود باعث خونریزی های بسیاری در طول تاریخ شده اند.
  • رویکرد استاد طاهری با هدف شناخت بهتر هستی و نقش و عملکرد انسان در آن است. بر این اساس بررسی اثرات میدان­ های آگاهی و شعور معرفی شده توسط ایشان بر دنیای ماده و انرژی جهت شناخت بیشتر این رویکرد و استفاده بهینه در جهت زندگی بهتر و متعالی انجام می­شود.
  • مطالعات علمی برای اثبات نظریاتی است که در این مکتب مطرح شده و مراحل تجربی عام خود را در طی چند دهه پشت سر گذارده و ثابت نموده که در بسیاری از زمینه ها می تواند موثر و مفید واقع شود. از اینرو برای اثبات این نظری ها با معیارهای علمی اقدام شده تا بتوان از این طریق گام های بلندتری در شناخت انسان و کیهان برداشت.

دنیای علم مورد بحث در این مجموعه صرفا برخواسته از دیدگاه های عرفانی و فلسفی عرفان حلقه می باشد. این مکتب منجر به بحث و بررسی های علمی، فلسفی،عرفانی و مذهبی شده است که کماکان ادامه دارد.

مطابق نظریه ای در سایمنتولوژی همه موجودات به غیر از انسان تک شخصیتی هستند و رفتار آن ها در یک چارچوب مشخص و از پیش تعیین شده قرار دارد. ولیکن انسان موجودی است با بینهایت شخصیت و رفتار متفاوت و غیر قابل پیش بینی که در برگیرنده همه شخصیت های سایر موجودات می باشد.

مطابق نظریه ای در سایمنتولوژی، اکوسیستم مجری نحوه پیاده کردن حیات در کیهان بوده و هدف کلی آن، طراحی و اجرای بی نهایت شخصیت است که بتواند از این روند بهره برداری خاصی به عمل بیاورد. در این رابطه، در سایمنتولوژی سوالی مطرح می شود که این کارخانه شخصیت سازی به چه منظوری ایجاد شده و هدف نهایی آن چیست؟

سایمنتولوژی می خواهد با جوابی که برای آن می یابد بتواند در تعیین جایگاه انسان به نتیجه ارزشمندی برسد. زیرا تا این جایگاه معلوم و مشخص نشود، هدف انسان از زندگی و پیدا کردن معنایی برای آن امکان پذیر نخواهد بود. بدون رسیدن به این نتیجه انسان همواره دچار سرگشتگی و سر در گمی خواهد بود و مجبور است که مسیر زندگی را همان گونه که تا کنون تجربه نموده با آزمون و خطا و احتمالات سپری کند. یافتن جایگاه انسان در هستی کلید حل این معما خواهد بود و منجر به حل یک سری از تضادهای انسان شده و در بسیاری از موارد می تواند او را در مسیر زندگی اش هدایت و راهنمایی کند. زیرا، یکی از مشکلات انسان این است که نمی داند «جایگاهش کجاست؟ » و چرا به او گفته می شود که «خودت را بشناس؟».

بنابراین، هدف غائی اکوسیستم طرح و اجرای بینهایت شخصیت موجود در هستی بوده تا بتواند در نهایت همه آن شخصیت ها را در طرح وجودی انسان پیاده کند.

اکوسیستم در چرخه فعلی خود(شروع از انفجار بزرگ)، میلیاردها سال تلاش نموده تا بی نهایت شخصیت مختلف را بر عرصه گیتی و بر روی زمین طراحی و ایجاد کند. در این چرخه، شخصیت و رفتارهایی را اعمال کرده که در موجودات اعم از ذرات، حیوان و گیاه تجلی یافته و سرانجام نتیجه نهایی همه این شخصیت ها را به انسان انتقال و در چیدمان وجودی نرم افزاری انسان پیاده کرده و برای اجرای این طرح، زمان بسیار طولانی را صرف کرده است. برای مثال، قبل از این که انسان وجود داشته باشد، موریانه ها آپارتمان سازی نموده و برج های چند طبقه ساخته اند که برای هر طبقه آن منظور خاصی حساب شده ای در نظر گرفته اند. نجابت اسب، وقار تمساح، وفای سگ، درندگی و بی رحمی گرگ، میل به اندوزش مورچه، میل به زندگی انگلی زالو و … همه شخصیت هایی هستند که شعور اکوسیستم کیهانی و زمینی قبل از انسان، آن ها را طراحی و به طور جداگانه در مخلوقات مختلف پیاده نموده و سرانجام ماحصل همه این رفتارها و تمایلات را به انسان انتقال و در نرم افزارهای وجودی او جا داده است.

 به عبارت دیگر، هر شخصیت ممکنی به وسیله اکوسیستم طراحی و در وجود انسان جاسازی شده است. انسان نیز می تواند به دلخواه خود هر نمونه از این شخصیت ها را در وجود خود فعال یا غیرفعال کند. به طور خلاصه باید گفت که اکوسیستم کار عظیمی را هوشمندانه دنبال کرده و نقش خلاقانه ای را ایفا نموده است .انسان وارث میلیاردها سال تلاش اکوسیستم و طراحی بینهایت نرم افزار می باشد که هر کدام را بخواهد می تواند در وجود خود فعال کند یا به صورت غیرفعال نگه دارد.

  • انسان تنها موجودی است که مفهوم و ارزش را می فهمد و میتواند بیاندیشد و اندیشه خود را بیان نموده و ثبت کند
  • انسان موجودی است که عشق، وجد، ذوق، شوق، حیرت و تعجب و … جزء واکنش های اختیاری او می باشد.
  • انسان تنها موجودی است که میخواهد بداند از کجا آمده، چرا آمده و به کجا می رود؟
  • عرفان به دنبال شناخت کیفی هستی است. در این رابطه بازگشت به اصل هر چیزی و عامل پشت پرده آن(حقیقت)، پس از بررسی روی این پرده(واقعیت)، از شرح وظایف اصلی عرفان است. مانند رسیدن به چرایی هستی و اینکه چرا هستی به وجود آمده و با توجه به این که در این بررسی ظاهری واقعیت به وجود این هوشمندی و شعور پی برده شده، از اینرو پذیرفته نمیشود که این شعور و هوشمندی حاکم بر جهان هستی خودش را ایجاد کرده باشد. بنابراین، بر اساس منطق مشخص، به وجود منبع دیگری اذعان می کند. اما برای جلوگیری از سیر تسلسل باطل می پذیرد که این منبع، دیگر مستقل به خود (قائم به ذات) است و چنین منبعی را خدا می نامد.
  • اعتقاد به چنین منبعی ک هشرح داده شد که قائم به ذات خود می باشد، جزء لاینفک اعتقادات در این اندیشه می باشد. اما برای انجام آزمایشات علمی، حصول نتیجه هیچ ارتباطی به اعتقاد و باور اشخاص ندارد و هرکسی با یا بدون هرگونه اعتقادی میتواند نتایج مورد بحث را به مورد آزمایش بگذارد و نتیجه مثبت آن را مورد مطالعه قرار بدهد.

میدان شعوری دارای تعریف و اصول منحصر به خود می باشد و انسان نمی تواند به دلخواه خود آن را طراحی کند. ولی با دانستن چگونگی آن می تواند آن را در جهت منافع مثبت و مصالح خود مورد بهره برداری قرار دهد. در میدان های شعوری اجازه­ ایجاد تغییراتی (با توجه به تلورانسی که در هر موردی قابل تعیین و بررسی است) به انسان داده می­شود. این اجازه با این فرض هست که ما شعور را می­فهمیم و قرار بر سوء استفاده نیست و تلاش به سمت اصلاح بشری است. چرا که رویکرد اکوسیستم، اعتماد به انسان است. به همین منظور در این رشته اخلاق حرفه ای اهمیت زیادی دارد تا کسی به فکر اقدامات سوء استفاده گرانه ای نباشد و چنین شعوری آلوده به نیت های پلید نشود (به همین دلیل از دانش آموختگان سوگندنامه دریافت می شود که احترام و تقدس این «شعور» همواره حفظ شود).