ارتباط توسط فردی که قبلا به اینترنت کیهانی(شبکه شعور کیهانی) متصل شده و اتصال به او تفویض شده، برقرار می گردد. هر حلقه ای دارای ارتباط مخصوص به خود و تاثیرگذاری ویژه ای می باشد.

منظور از اتصال در فرادرمانی و سایمنتوتراپی و…، برقراری نوعی ارتباط با شبکه شعور کیهانی(اینترنت کیهانی) است که هیچ تعریف دقیقی برای آن نمی توان ارایه کرد. زیرا، در دنیای بی ابزاری (از طریق ورود به کانال های فرامکان و فرا زمان) صورت می گیرد و انسان فقط می تواند آثار آن را مشاهده و بررسی کند نه خود اتصال را( در بسیاری از موارد افراد متوجه اتصال خود می شوند و گزارشاتی در مورد نحوه این اتصال می دهند. اما متوجه شدن و یا نشدن فرد در این مورد هیچ گونه تاثیری در نتیجه درمانی و… ندارد و ملاک نیست و فقط به عنوان نوعی تجربه مورد توجه قرار می گیرد و نه به عنوان هدف). از آن جایی که اتصال مفهومی تجربی است، برقراری آن فقط با یک توجه کوتاه برقرار می گردد که در نتیجه موجب برقراری پیوند شعور جزء و کل می گردد و به دنبال آن، آثار این پیوند آشکار می شود که قابل بررسی و مطالعه علمی و تجربی خواهد بود.

اصل اصالت نرم افزار:

هر نوع تغییری بنیادین در رفتار ماده – انرژی بدون تغییر در برنامه نرم افزاری آن ها امکان پذیر نیست. باید به خاطر داشت که ماده- انرژی جز ارتعاش چیز دیگری نیستند و از خود چیزی برای تغییر دادن، ندارند؛ مگر این که برای آن برنامه ریزی شده باشند و اگر ذرات هم واکنش های رفتاری خاصی دارند، به همین علت است که برای آن برنامه ریزی شده اند و در پشت صحنه وجود آن ها یک برنامه نرم افزاری وجود دارد.

از این دیدگاه به کیهان، انسان و … پیش از آن که به سخت افزار آن توجه شود به نرم افزاری که در پشت صحنه این سخت افزار قرار دارد، معطوف می شود و به دنبال ایجاد انقلابی در تفکر نرم افزاری می باشد که با تجارب به دست آمده در خلال چند دهه گذشته چنین انقلابی در نگاه نرم افزاری به کیهان را ممکن نموده است.

 

تعریف اتصال:

   از ویژگی های خاص اینترنت کیهانی، امکان استفاده از میدان های شعوری متغیر زیر مجموعه آن است که از طریق کانال« فرازمان- فرامکان»، نوعی ارتباط با این میدان ها برای ناظر امکان پذیرمی شود. در عمل به این روند،«اتصال» می گوییم. اینترنت کیهانی با رعایت شرایطی این امکان را در اختیار کاربر قرار می دهد(مانند آن چه که در طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی از آن استفاده می شود). این تونل می تواند خصوصیات منحصر به فردی داشته باشد كه از طریق اینترنت کیهانی، تغییراتی معنادار توسط میدان های شعوری متغیر، بر روی موجود زنده و ملکول ایجاد کند. البته بدون دسترسی به تونل زمان- مكان، هیچگونه اتفاقی نمی افتد. بنابراین، با شرط برقرار«اتصال» به اینترنت کیهانی، میدان شعوری متغیر ایجاد می شود.

نکته: نحوه برقراری اتصال، در حوزه علم شهودی بوده و کسی که آموزش ویژه آن را گذرانیده باشد با رعایت شرایط و موارد لازم، این اتصال را می تواند برقرار کند.

 

ارتباط عام ذرات

از این دیدگاه یکی از اصول عمومی حاکم بر جهان هستی، امکان ارتباط اجزای ریز و درشت هستی با «اینترنت کیهانی» از طریق «میدان های شعوری» متغیر می باشد. ضمن این که هر ذره ای نسبت به  ذره دیگر در تبادل ماده، انرژی و شعور نیز می باشد. این امکان از طریق میدان های شعوری متغیر با صلاحدید اکوسیستم کیهانی و زمینی فراهم می شود.

برنامه نرم افزاری همه اجزای هستی در این اینترنت با عظمت کیهانی موجود است. علاوه بر انسان، سایر اجزای هستی نیز مانند حیوانات و گیاهان و به طور کلی ملکول و سلول  نیز از این قاعده پیروی می کنند و برنامه نرم افزاری آن ها در شبکه وجود داشته و در حوزه میدان شعوری تاثیر پذیر است.

اثبات عملی میدان های شعوری

برای اثبات هوشمندی و شعور کیهانی، لازم است ابتدا وجود هوشمندی را ثابت کنیم یعنی آثار میدان های شعوری را بتوانیم با انجام آزمایش های مختلف و به دست آوردن آمار و ارقام معنادار به اثبات برسانیم. میدان های شعوری تابعی از اینترنت کیهانی یا شبکه شعور کیهانی هستند. این میدان ها مانند سایت هایی می باشند که با اینترنت کیهانی متصل بوده و برنامه هایی از این اینترنت برایشان بارگیری می شود(load).

در این دیدگاه مطابق نظریه«هستی شناسی رفتاری»(از ارتعاش بنیادی تا کیهان) رفتار سلول، مولکول، میکروارگانیزم و… در میدان های شعوری متغیرمورد بررسی قرار گرفته و تغییرات رفتاری آن ها ثبت و ضبط می شود. تغییر رفتار در میدان شعوری از طریق به دست آوردن آمار معنادار ثابت می کند که تاثیرات هدفمندی بر روی نمونه های مورد آزمایش رخ داده است.

در نهایت از اثبات وجود میدان های شعوری و اثربخشی آن ها می توان پی به وجود هوشمندی یا اینترنت کیهانی یا شبکه شعور کیهانی برد. به عبارتی دیگر، از طریق مطالعه تغییرات رفتاری ملکول- سلول در حوزه میدان های شعوری می توان به جمعیت آماری معنادار دست یافت تا از این طریق وجود میدان های شعوری ثابت شده و در نهایت، از این طریق«اینترنت کیهانی» به اثبات برسد.

الف) برقراری ارتباط هیچگونه ارتباطی با بستن چشم ندارد.

ب) بسته بودن چشم، به هیچ وجه الزامی ندارد. این عمل فقط به منظور جلوگیری از تشتت بیشتر ذهنی(عوامل مزاحم پیرامون)  افراد سوژه مورد آزمایش پیشنهاد می شود تا با دقت بیشتری بتوانند تغییرات درونی خود را متوجه بشوند. در غیر این صورت، همه می توانند با چشم باز ارتباط را دنبال کنند. این اختلال ذهنی می تواند ناشی از سوژه های مختلف محیطی باشد. در واقع، بستن چشم صرفا به منظور کاهش تاثیر متغیرهای محیطی و بهتر احساس کردن تجربه ارتباط چه در خصوص روند خودشناسی و چه در مورد درمان و توجه به نحوه انجام اسکن مربوط به آن می باشد. لازم به ذکر است در بسیاری از سوژه ها مانند کار بر روی اطفال، جنین، عقب مانده های ذهنی، حیوان، گیاه ، میکروارگانیزم، سلول و… چنین عملی غیر قابل تعریف است و مفهومی ندارد.

آقای طاهری کاشف این موضوع هستند و اولین کسیست که این ارتباط و کلیه اطلاعات مربوط به آن را (که مبنای عرفان حلقه عملی) کشف و به آن متصل شده اند و پس از آن این اتصال رابرای دیگران ایجاد کرده اند که آن ها نیز متعاقبا همین اتصال را به کسان دیگری تفویض کرده اند. طبق قاعده ای در عرفان حلقه هر کس که چنین اتصالی را داشته باشد می تواند برای دیگران آن را برقرار بکند تا دیگران هم بتوانند از آن استفاده کنند. ولی بدون چنین فردی افراد بخودی خود نمی توانند این اتصال را برقرار کنند(مگر این که بخواهند خودشان به تنهایی به جستجوی آن بپردازند که در این صورت احتمال پیدا کردن آن بسار دشوار و نامحتمل است. برای مثال: یک در میلیون).

الف) سایر روش­ها بر توانمندی­های ذهن و روان فرد متکی بوده و بر ارتقای آن به منظور تجربه متفاوت تاکید می شود که این ارتقا از طریق تلاش و تمرین و ممارست فردی حاصل میشود. اما در ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی طبق رویکرد استاد طاهری، تلاش و توان فردی هیچ تاثیری در اصل ارتباط و تجربه­ ادراک ندارد و فرد نباید شخصا هیچ کاری انجام دهد. برای مثال مانترا بگوید و یا بر روی نفس خود و… تمرکز کند کارهای ویژه ای را انجام دهد. یعنی در عرفان حلقه فرد نباید اصلا کاری انجام دهد.

ب ) در سایر روش ها به زمان طولانی و صرف وقت زیادی نیاز است و فرد باید سال ها زحمت بکشد در حالیکه درعرفان حلقه فرد فقط در یک جلسه به طور عملی وارد مرحله بهره برداری بسیار سریع از نحوه اتصال و ارتباط خود شده و از تحولات مختلف جسمی، ذهنی و روانی مثبت خود می تواند مطللع شود و برای دیگران نیز میتواند همین خدمات را ارائه دهد.

In other methods, mostly an individual personally benefits from the outcome while in Halghe mysticism individuals can immediately make the same changes through granting the connection to others.

Other methods are purely uni-dimensional; e.g. the ultimate goal is reaching peace; nevertheless, Halghe mysticism pursues multipurpose goals within which accomplishing peace as well as physical, mental and psychological healing are merely a preliminary phase and far more sublime goals are intended to be fulfilled.

In Halghe mysticism, human factors, all personal characteristics, geographical and climatic conditions, personal facilities and capabilities have no role in connection establishment and metaphysical perceptions:
a. Age, sex, nationality, talent, literacy, information, beliefs, mystical experiences,etc.
b. Abstinence, exercise, effort, will, struggle, etc.
c. Imagination, visualization, incantation, mantra, symbol, suggestion and repetition, concentration, etc.
d. Character types like sanguine, choleric, melancholic and phlegmatic temperaments and kapha, vata, pitta, etc.
e. Other methods depend on practice while there is not any exercise or effort in Halghe mysticism.
f. Other methods largely include the person but in Halghe mysticism, everyone can transfer his theoretical and practical trainings and it is a collective movement.
g. Etc.

الف ) سایر روش­ها بر توانمندی­های ذهن و روان فرد متکی بوده و بر ارتقای آن به منظور تجربه متفاوت تاکید می شود که این ارتقا از طریق تلاش و تمرین و ممارست فردی حاصل میشود. اما در ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی طبق رویکرد استاد طاهری، تلاش و توان فردی هیچ تاثیری در اصل ارتباط و تجربه­ ادراک ندارد و فرد نباید شخصا هیچ کاری انجام دهد. برای مثال مانترا بگوید و یا بر روی نفس خود و… تمرکز کند کارهای ویژه ای را انجام دهد. یعنی در عرفان حلقه فرد نباید اصلا کاری انجام دهد.

ب ) در سایر روش ها به زمان طولانی و صرف وقت زیادی نیاز است و فرد باید سال ها زحمت بکشد در حالیکه درعرفان حلقه فرد فقط در یک جلسه به طور عملی وارد مرحله بهره برداری بسیار سریع از نحوه اتصال و ارتباط خود شده و از تحولات مختلف جسمی، ذهنی و روانی مثبت خود می تواند مطللع شود و برای دیگران نیز میتواند همین خدمات را ارائه دهد.

ت ) در سایر روش ها نتیجه کار او به طور عمده میتواند شامل حال خودش شود در حالیکه در عرفان حلقه افراد بلافاصله می توانند مانند مربی خود همین تغییرات را از طریق تفویض برای دیگران ایجاد کنند.

پ ) آن روش ها صرفا تک بعدی حرکت می کنند برای مثال هدف نهایی آنها رسیدن به آرامش است اما در عرفان حلقه اهدافی چند منظوره دنبال می شود که رسیدن به آرامش و درمان های جسمی، ذهنی و روانی در آن صرفا یک ایستگاه مقدماتی است و اهدافی بسیار متعالی در آن دنبال می شود.

ث ) درعرفان‌حلقه، عوامل‌انسانی، كلیه‌خصوصیات فردی، شرایط جغرافیایی و اقلیمی، امكانات و توان‌های فردی و از این روی، هیچ كدام از عوامل زیر، در ایجاد اتصال و دریافت‌های ماورایی نقشی ندارند:

– جنس، سن، ملت، استعداد، سواد، معلومات، تفكرات، اعتقادات، تجربه ‌های عرفانی، و…

– ریاضت، ورزش، نوع تغذیه و…

– سعی، كوشش، تلاش، اراده، تقلا و…

– تخیل، تصور و تجسم، ذكر و مانترا، نماد و سمبل، تلقین و تكرار، تمركز و…

– نوع تیپ ساختاری فرد، مانند تیپ دموی، صفراوی، سوداوی، بلغمی و تیپ‌های كافا، واتا، پیتا و…

ج )  سایر روش ها متکی به تمرین است در حالی که در عرفان حلقه هیچگونه تمرین و ممارستی لازم نیست.

چ) سایر روش ها به طور عمده فقط خود فرد را شامل می شود. در حالیکه در عرفان حلقه همه افراد میتوانند آموزش های نظری و عملی خود را به دیگران انتقال دهند و یک حرکت جمعی است.

ح) …

اگر منظور از توانمندی قابلیت استفاده از حلقه های عرفان حلقه می باشد، همه افراد می توانند از طریق پیش گفته از حلقه های تعریف شده به صورت نسبی استفاده کنند(قیاس در اینجا لزومی ندارد) و آنرا به کار بگیرند.

ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی نیازمند توانایی خاصی نیست. تنها شرط آن شاهد بودن(بی طرف  و محقق بودن) و عدم انجام هر نوع کاری توسط فرد و اعلام ارتباط از سوی یکی از کسانی است که قبلا گرفتن و برقراری اتصال به او توسط استاد طاهری از طریق اعلام ایشان، یا مربی­ها(همه افراد پس از اتمام دوره مربی می شوند) تفویض شده است. این قابلیت متعلق به افراد نیست و امکانی است که شبکه شعور کیهانی(اینترنت کیهانی) در اختیار قرار می دهد و همه می توانند با توجه به شرط پیش گفته از آن استفاده کنند.

از طریق بررسی تغییرات به وجود آمده بر روی جسم، ذهن، روان ، سلول، میکروارگانیزم، مولکول و … در آزمایشگاه و تحت کنترل های تعریف شده علمی میتوان بر هر سوژه ای تحقیق نمود چه از راه دور و یا از راه نزدیک.

ارتباط مفهومی است که در آن بدون هیچ وسیله سخت افزاری انسان می تواند به شبکه شعور کیهانی(یا نت ورک کیهانی، یا اینترنت کیهانی) که در حقیقت شبکه هوشمندی حاکم بر کیهان است، متصل شوند و از این اتصال مطابق تعریف برای خود و دیگران در جهات مختلفی استفاده کند به طوریکه آن تغییرات از طریق آزمایشات و کنترل های علمی قابل اثبات باشد.

اتفاقات همه جانبه ای که در ارتباط می افتد هرگز در تجربه لحظه حال و یا هرنوع تجربه دیگری رخ نمی دهد. از جمله موضوعات درمانی که در طب های مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی اتفاق می افتد.

برقراری این «ارتباط» هیچگونه مکانیسمی ندارد و در یک لحظه از طرف کسی که قبلا، «ارتباط» را دریافت نموده، به فرد متقاضی تفویض می شود. از اینرو، اکتسابی نیست و فرد نمی تواند آنرا خود شخصا به دست آورد و حتما باید از طرف کس دیگری که خود به طریق پیش گفته به او تفویض شده، متعاقبا مورد تفویض حلقه قرار بگیرد.

با برقراری ارتباط ، در حقیقت فرد به اینترنت کیهانی متصل میشود و در این حالت اتفاقات پیچیده ای رخ می دهد که درمان های جسمی، ذهنی، روانی و ایجاد تحولات درونی در جهت پی بردن به فلسفه خلقت و خودشناسی و… از آن جمله اند.

 در ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی تجربه­ ادراک متفاوتی برای افراد حاصل می­شود که منحصربفرد بوده و هر کسی آن را به طریق مخصوص به خود تجربه می کند و تعریف و توصیف خاصی برای آن وجود ندارد.

اصولا در این روش هیچ کسی کار خاصی انجام نمی دهد و افراد در هر نقشی که هستند فقط حضور دارند و قرار نیست کار ویژه ای انجام دهند. فرد متصل کننده نباید هیچ کاری انجام دهد که به نوعی خود را در این میان مداخله داده باشد. تنها کار او در یک لحظه (یک بینهایتم ثانیه که به آن «نظر» می گوییم) تعیین سوژه است که از طریق اعلام نام، نشانه و یا مشخصه ای از فرد (مانند عکس و یا هر نشانه ای دیگر) و یا قیافه فرد و… یا همین موضوع در مورد حیوان، گیاه، میکروارگانیزم، سلول و… به شبکه شعور کیهانی (اینترنت کیهانی) می باشد که این روند هیچگونه تعریف دقیقی ندارد و بیشتر تجربی است ضمن این که کاری هم محسوب نمی شود و زمان چندانی نیز صرف آن نمی شود.

به طور کلی دانستن جزییات کار تحقیقاتی نیازی نیست. اما تحقیقات به دو صورت انجام می شود:

– بدون دانستن جزییات آزمایش

– با دانستن جزییات آزمایش(برای مثال جهت انجام آزمایشی به نام «ذهن اشتراکی»)

اما اگر قرار باشد نوع آزمایش و مقاله مربوط به آن را هم این گروه تعریف و تعیین کند. در این صورت صرفا در حدی که بتواند جهت طراحی بهتر موضوع مطالعه مورد استفاده قرار بگیرد تا برای اعلام مداخله، امکان آدرس دهی به شبکه­ شعور کیهانی، امکان مداخله خاص وجود داشته باشد. برای مثال، ایجاد نام قراردادی برای نمونه و کنترل­ها و تعیین زمان شروع و پایان مطالعه.

حالتی که در آن فقط در یک لحظه سوژه به هر منظوری که هست به اینترنت کیهانی معرفی می شود. زمان این کار باید تا حد امکان کوتاه باشد(یعنی فاکتور زمان نباید اصلا ملاک باشد).

اعلام کردن یعنی معرفی فرد/ موضوع موردنظر برای ارتباط با شبکه­ شعور کیهانی توسط استاد طاهری یا مربی­های عرفان حلقه است. این کار طبق اصولی می تواند با تعیین زمان اعلام ارتباط برای از حالا به بعد و از راه دور و نزدیک انجام شود.

خیر، هیچگونه تفاوتی از نظر فرد بین مربیان که بخواهد ارتباط را اعلام کند، وجود ندارد و ماهیت ارتباط مستقل از اعلام کننده است. اعلام توسط افراد مختلف چه فردی و چه به صورت دسته جمعی تفاوتی نمی کند.

هرحلقه دارای اعلام مخصوص به خود و تاثیر ویژه ای می باشد که با سایر اعلام ها متفاوت بوده و اثر آن نیز کاملا متفاوت خواهد بود که در آزمایشات تجربی علمی این تفاوت ها بخوبی مشهود و قابل اثبات می باشند. اعلام ها به اندازه تعداد میدان­های آگاهی موجود در شبکه شعور کیهانی است که تعدادی از آن ها در حال حاضر توسط استاد طاهری معرفی شده است(به دلایلی تعداد دقیق آن ها قابل بیان نیست).

روش ارتباطی با ما به عنوان تیم علمی تحت نظر استاد طاهری و شخص ایشان از طریق ارتباط با ادمین سایت www.cosmointel.com است.

ضمن هماهنگی از طریق سایت www.cosmointel.com و ارتباط با ادمین بخش تحقیقات این اتفاق براحتی رخ خواهد داد.

خیر. متاسفانه در حال حاضر فقط امکان تامین مالی هسته تحقیقاتی خود را داریم.

اصول و مبنای طراحی آزمایشات در بخش راهنمای طراحی مطالعات در سایت Cosmointel.com ذکر شده است.

از طریق بخش اختصاص مداخله و تکمیل فرم مربوطه در سایت Cosmointel.com براحتی قابل انجام است.

بله. نزدیک به چهل مقاله فول تکست بر مطالب ما وجود دارد که از طریق بخش انتشارات سایت Cosmointel.com قابل دسترسی است.

در مورد مطالعات فول تکست، خیر. اما در چند کنگره معتبر از جمله اریزونا 2016 و فعلی (2020) تحت داوری قرار گرفته­ایم. برای آشنایی بیشتر با انتشارات ما از سایت Cosmointel.com استفاده کنید.

مداخله­ میدان­های آگاهی معرفی شده توسط آقای طاهری مشابهی در عملکرد و نحوه­ برقراری ارتباط نداشته و منحصر بفرد است. وجه تمایز آن، عدم تاثیر توانمندی­های شخصی، مشابه و تکرارپذیر بودن مداخله در مورد هر موضوع بررسی، تاکید بر ماهیت متفاوت از ماده و انرژی(بعد سوم جهان هستی: آگاهی) و مسلط بر زمان و مکان (فرامکان و فرازمان) بودن آن است. این مداخله که بر روی سلول، مولکول، میکروارگانیزم، انسان، حیوان و گیاه انجام می شود؛ برای آن نمونه مشابهی نمی شناسیم و منحصر به خود است.

میدان آگاهی (یا میدان شعوری و یا میدان هوشمندی) در حقیقت میدانی است فرضی که همه کیهان و کلیه اجزای آن را در برگرفته و هدایت و مدیریت همه چیز از کل(کیهان) تا جزء(ارتعاش بنیادی) را بر عهده دارد.

نظریه آگاهی م. ع. طاهری(شعور یا هوشمندی-Consciousness)

  •  آگاهی، نه ماده است و نه انرژی، اما ایجاد ماده و انرژی، وقایع و قوانین فیزیکی ناشی از آگاهی دانسته میشود.

  • آگاهی، هستی شمول بوده و عالم مادی منتج از آن است(عوالم مادی شامل جهان های موازی همگن و ناهمگن، جهان های متوالی، جهان های مجاور و… می باشد که از کیهان ما هیچ راه فیزیکی به آنها وجود ندارد).
  • آگاهی قابل توصیف با علم رایج نیست. ولیکن در«علم مدرن»(علم رایج + دانش آگاهی) با ترمینولوژی جدیدی که به وجود خواهد آمد، ملموس تر و بیشتر قابل توضیح خواهد شد. در حال حاضر فقط میتوان اثر آن را در آزمایشگاه تحت عنوان تاثیر میدان های شعوری(آگاهی) بر انسان، گیاه، حیوان، سلول، مولکول، میکروارگانیزم مورد آزمایش و اثبات علمی قرار داد(چنین حوزه تحقیقاتی میتواند رشته جدیدی در دنیای علم باشد که تلاشی برای معرفی آن آغاز شده است).
  • آگاهی نسبت به هستی مادی، یک کیفیت مستقل است(اما در نهایت، «آگاهی» مستقل به ذات خود نیست و آن نیز خود از منبع دیگری صادر شده است که از حوزه این بحث خارج بوده و مفروض می باشد).
  • آگاهی هدایت کننده کیهان است و کیهان پدیده ای مجازی است و آنچه را نیز که رویت می کنیم هم مجازی می باشد.
  • آگاهی هدایت کننده اکوسیستم کیهانی و زمینی، تکامل و… می باشد.
  • آگاهی پدیده ای است کیفی که در سطح و سطوح مختلف(حداقل در پنج سطح) و در حیطه های ثابت و متغیر، مثبت و منفی، کیهانی- انسانی و… ایفای نقش میکند.
  • آگاهی هدایت کننده حیات و همه مظاهر حیات در کیهان می باشد.
  • آگاهی به ماده و انرژی تبدیل شده و برعکس امکان تبدیل ماده و انرژی به آگاهی نیز وجود دارد. با این توضیحات مطابق شكل زیر، درهرلحظه سه عنصر در جهان هستی مادی موجود است: آگاهی (هوشمندی یا شعور)، ماده و انرژی.

شبکه هوشمندی شعور و یا آگاهی حاکم بر کیهان را طبق یک نامگذاری قراردادی، «شبکه شعور کیهانی» می نامیم(رجوع به سوال 25) .

«آگاهی» عبارت است از مجموعه اطلاعات ایجاد، بقا و دوام و هدایت، مدیریت کیهان و اجزای آن که به نحوی هوشمندانه از کل(کیهان) تا اجزای آن را تحت نظارت و کنترل خود قرار دارد. به طوری که از این دیدگاه هیچگونه اتفاق و احتمالی در کیهان و اجزای آن راه ندارد و آن چه که از دید علم رایج احتمال و راندوم محسوب می شود در واقع «ضرایب اعمال آگاهی» می باشد که باید در نظر گرفته شود تا کیهان به صورتی هدفمند به پیش برود(اصل قطعیت طاهری)  و در آن شاهد جهش ها و موتاسیون های باشیم که تحولاتی را در کیهان به وجود می آورند (در اکوسیستم کیهانی و اکوسیستم زمینی و…). آگاهی بُعد ساختاری اصلی جهان هستی و مقدم بر دو بُعد ساختاری دیگر یعنی ماده و انرژی می باشد و ماهیتا از آنها متفاوت است(در اصل کیهان تک ساختاری بوده و فقط از شعور و آگاهی ساخته شده است). شعور، ماده و انرژی، قابلیت تبدیل به یکدیگر را دارند. تفاوت آگاهی معرفی شده در رویکرد استاد طاهری در ماهیت، حوزه­ عملکرد و بکارگیری آن است.

  1.  

بله. بنیانگذار عرفان حلقه، علم جدیدی را به نام «Sciencefact» پیشنهاد و بنیان گذاری نموده است. این رشته، پدیده هایی را مورد تحقیق و مطالعه قرار می دهد که نه ماده هستند و نه انرژی، ولیکن از طریق انجام آزمایشات مختلف علمی می توان وجود آنها را ثابت کرد. بررسی چنین مواردی که نه ماده باشد و نه انرژی، از عهده علم رایج خارج است. بنابراین، این رشته جدید این کاستی را برطرف نموده و زمینه مطالعه چنین مواردی را ایجاد و نتایج آن را به دنیای علم رایج(science) عرضه می کند. این رشته می تواند تحولات بزرگی را به وجود بیاورد.

در ضمن این رشته در صورت اثبات خود، به دلایلی باعث نزدیکی و وحدت داشته های فکری انسان(علم رایج، فلسفه، عرفان و اصول کلی مذهب) خواهد شد.

این رشته جدید پدیده های کیهان را با دو رویکرد عمده مورد تحقیق و بررسی قرار می دهد: 

1 – معرفی بخشی تحت عنوان بخش غیرمادی کیهان(آنچه را که نه ماده و نه انرژی است مانند: شعور، آگاهی، هوشمندی، حیات و…) و تحقیق و بررسی در این حوزه.

2 – اثبات بخش غیر مادی کیهان که قابل تعریف نیست (نه ماده است و نه انرژی)، اما  مفروض بوده و با معیارهای علمی قابل اثبات هستند(مانند تاثیر میدان­ های شعوری بر انسان، حیوان، گیاه، میکروارگانیزم، سلول و مولکول).

  • – دنیای علم رایج (science) برای خود رسالتی را قائل است که به مطالعه آنچه که در زمره ماده و انرژی است، بپردازد. بدیهی است آن چه را که از این محدوده خارج باشد و در حوزه دنیای فرکانسی نباشد، نمی تواند در مورد آن اظهار نظر کند(و یا به عبارت دیگر آن چه را که در این حوزه نباشد آن را مردود اعلام می کند که این عمل در طول تاریخ تحت عنوان نظرات علما هر عصری فجایع بزرگی را به بار آورده است. در حالی که در این موارد فقط باید اعلام رد صلاحیت رسیدگی نموده و اعلام نماید که با علم کنونی مطابقت ندارد و نه مردود بودن به صورت مطلق). اما در حال حاضر دنیای علم ابزار و ترمینولوژی برای اظهار نظر در چنین حوزه ای را ندارد. ولیکن به واسطه این که این حوزه قابل اثبات از طریق آزمایشات علمی می باشد، بنابراین واقعیت دارد و هرچه که واقعیت داشته باشد در نوع خود علم است چه دلیل آن را بدانیم و چه ندانیم.
  • – مفاهیم و رویکردهای تئوریک مطرح شده توسط استاد طاهری در تبیین یافته ­های پیشین علمی و راهگشایی در راستای کشفیات جدید موثر است. مبانی متعددی نیز در توضیح پدیده­های هستی در این رویکرد وجود دارد که دنیای علم کماکان به آنها دست پیدا نکرده است. استفاده از رویکردها و مبانی تئوریک استاد طاهری و بکارگیری میدان­های آگاهی معرفی شده توسط ایشان در تعامل با دنیای ماده و انرژی می­تواند به کشفیات بزرگ و ارزشمندی در دنیای علم منجر شود.

الف) نوع مداخله در دنیای ماده را ما تعریف نمی کنیم. بلکه از طرف شبکه شعور کیهانی برای ما تعریف شده است. مانند آنچه که در فرادرمانی و یا سایمنتولوژی رخ داده و چارچوب آن را ما تعریف نکرده ایم بلکه این چارچوب وجود داشته و توسط بنیانگذار آن کشف و عرضه شده است. بدیهی است که برای عرضه و معرفی این رشته ها، بنیان گذار مجبور بوده آنرا با تعاریف و ترمینولوژی ابداعی خود معرفی کند(یعنی برای این کشفیات تعاریف و ترمینولوژی ابداع کند که مختص به خود می باشد). ما می دانیم که میدان های شعوری متغیر زیر مجموعه«شبکه شعور کیهانی» می باشند که با هماهنگی با زیر مجموعه های خود مانند اکوسیستم کیهانی و اکوسیستم زمینی تاثیراتی بر عالم مادی دارد.

 ب) از آن جا که شبکه هوشمندی و آگاهی و شعور، خود به دو بخش مثبت و منفی تقسیم می شود، ما مجاز به استفاده از بخش منفی آن نیستیم و صرفا از بخشی استفاده می کنیم که در راه کمال و سعادت بشر باشد و به طور کلی از آن چه که ایجاد قدرت در دست انسان نماید، پرهیز می کنیم.

جواب: هیچگونه محدودیتی برای مداخله در دنیای ماده و انرژی وجود ندارد. اما به منظور مشاهده اثرات قابل اندازه گیری معنادار با دستگاه­های شناخته شده سنجش امروزی، پیشنهاد می­شود با بخش طراحی پژوهش در مرکز رصد مطالعات در ارتباط باشید. باید در نظر داشت به دلیل اینکه مداخله هوشمندانه انجام می­گیرد و در جهت خدمت به ارتقا بشریت است، در نتیجه سلیقه­ و اظهار نظر شخصی بر نتیجه تاثیرگذار نیست.

فرادرمانی، نوعی درمان مكمل است كه ماهیتی به طوركامل عرفانی دارد و شاخه‌ای از«عرفان كیهانی (حلقه)» به ‌شمار می‌آید. این رشته چهل ‌ساله بر ‌ادراكات شهودی بنیانگذار(محمدعلی طاهری) استوار است. در این شاخه درمانی، فرادرمانگر بیمار را به شبكه شعور كیهانی(شبكه آگاهی و هوشمندی حاكم بر جهان هستی؛ شعور الهی) متصل می‌كند و او را كاوش (اِسکن) می‌كند و ضمن ارائه اطلاعاتی درباره نحوه اتصال خود، از طریق دیدن رنگ‌ها، نورها، احساس حركت و فعالیت نوعی انرژی در بدن و همچنین گرم شدن، درد گرفتن، تیركشیدن، ضربان، تشنج وغیره، اعضای بیمار و پرتنش بدن بیمار را مشخص می‌كند و با حذف علایم، روند درمان آغاز می‌شود.

هدف كاوش (اِسکن)، زیر ذره بین قرار گرفتن وجود بیمار است؛ در این‌صورت، سابقه بیماری و وضع كنونی بیمار آشكار می‌شود و با جریان یافتن پرونده بیماری‌ها، بیرون‌ریزی آغاز می‌شود. این پرونده‌ها ممكن است به‌ جسم، روان، ذهن و سایر بخش‌های وجودی بیمار مربوط باشد. باید با صبر و حوصله اجازه داده شود تا بیرون‌ریزی‌ها خاتمه یافته  و درمان اساسی صورت بگیرد.

  • «نكته مهم»: تعریف بیرون‌ریزی عبارت است از آشكار شدن سابقه بیماری‌ها و بیرون ریختن آنهاست. سابقه بیماری‌ها ممكن است حتی به دوران جنینی، طفولیت، و بیماری‌های آشكار و نهان كنونی فرد، و همچنین ترس‌های نهفته، گره‌ها و تنش‌های روانی، نابسامانی‌های ذهنی و… باز گردد.

 در بیرون ریزی به صورت همه جانبه ای، جسم، روان و ذهن فرد اسكن می شود. در اسكن، گاهی علائمی بروز می كند كه آمادگی بدن را برای ابتلا به بیماری هایی نشان می دهد كه احتمال بروز آن ها در آینده وجود دارد. برای مثال، شاید ظاهر شدن لرزش دست، نشان دهنده آمادگی فرد برای ابتلا به پاركینسون باشد؛ یا درد در ناحیه قلب، یا ضربان غیرعادی و بی سابقه در فرد، بیانگر وجود مشكلاتی در ناحیه قلب است كه با اسكن خود را نشان داده و پس از آن رفع می شود.

 این شیوه درمان به همه اجزای وجودی انسان توجه می‌كند و كل وجود بیمار را همزمان در ارتباط با شبكه شعور كیهانی قرار می‌دهد تا با صلاحدید هوشمندی، شبكه كارهای لازم را برای رفع اختلال در اجزای مختلف، انجام دهد و فرد مراحل درمان را طی كند. این شاخه بدان دلیل، فرادرمانی نامیده شده كه ناشی از دیدگاهی به نام «فراكل‌نگری» است که به منظور درمان همه ابعاد وجودی فرد را به یکجا مورد توجه قرار می دهد.

 این مكتب درمانی، می‌تواند در درمان همه انواع بیماری‌ها مؤثر باشد و درمانگر اجازه ندارد نوعی از بیماری‌ها را درمان ناپذیر بداند، زیرا درمان را «شبكه شعور کیهانی» انجام می‌دهد و نه فرادرمانگر؛ بنابراین هر نوع اصلاح، و رفع هر اختلالی در بدن برای شعور و هوشمندی كیهانی آسان است.

 شبكه شعور كیهانی، مجموعه هوش، خرد یا شعور حاكم بر جهان هستی است كه آگاهی نیز نامیده می‌شود و یكی از سه عنصر موجود در جهان هستی است. سه عنصر جهان هستی عبارتند از:  ماده، انرژی و آگاهی.

 نظر به این كه آگاهی نه ماده است و نه انرژی، بُعد زمان و مكان بر آن حاكم نیست و با كمك این شبكه، درمان از راه دور و نزدیك امكان‌پذیر است.

 آگاهی، همچنین كمیت ندارد و اندازه ‌گرفتنی نیست. همان‌گونه كه گفته شد، فقط با ایجاد انگیزش‌هایی در بدن بیمار، نقطه اثر آن آشكار می‌شود. بنابراین درمانگر نمی‌تواند این قابلیت و توانمندی را به خود نسبت دهد.

  • «نكته مهم»: در فرادرمانی به عنوان زیر مجموعه ای از مكتب عرفان حلقه، برخلاف خیلی از روش‌ها(مانند پولاریتیدرمانی)، درمان را درمانگر انجام نمی‌دهد، بلكه درمان از راه اتصال به شبكه شعور كیهانی صورت می‌گیرد و درمانگر تنها نقش یک رابط را بازی می‌كند تا حلقه‌ای به ‌نام «حلقه وحدت یا حلقه پیوند و اشتراک شعوری» كه بسیار هوشمند است، تشكیل شده و فیض رحمت عام الهی در آن جاری شود و درمان صورت گیرد).
  • شرط اساسی نتیجه گرفتن از فرادرمانی، حضور بی طرفانه فرد در مقام «شاهد و نظاره‌ گر» در این حلقه است. داشتن ایمان‌ و اعتقاد نسبت به حلقه و کارایی آن و همچنین نسبت به فرادرمانی به هیچوجه لازم نیست و هرکسی په نسبت به آن ایمان داشته باشد و چه نداشته باشد میتواند آن را مورد استفاده قرار بدهد.
  • با این توضیح مشخص می‌شود كه درمان به انرژی و مهارت فرادرمانگر بستگی ندارد. همچنین به استعداد، قدرت و انرژی خاصی از جانب فرادرمانگر نیاز ندارد، بلكه هوشی بسیار برتر، آن را هدایت و رهبری می‌كند و قابلیت‌های فردی هیچ گونه تأثیری در انجام درمان ندارند. در نتیجه، فرادرمانگر نیز دچار هیچ عارضه‌ای، مانند خستگی و تحلیل جسمی نخواهد شد و نیازی به جبران انرژی از طبیعت و غیره نیز نخواهد داشت. در ضمن، وجود لایه محافظ، از درمانگر در برابر خطر«تشعشع شعور معیوب سلولی» و سایر تشعشعات منفی بیمار و آلودگی های ناشی از وجود موجودات غیراُرگانیک، محافظت می‌كند.

Armenia University of Traditional Medicine, Azerbaijan Eco-energy Academy,   World Intellectual Property Organization (WIPO) in Russian Federation, Romania Ministry of Education & Research, Korea International Creative Invention Contest; further details are provided in the “Founder Introduction” section.

One of the specific characteristics of Cosmic Internet is the possibility of using its member variable consciousness fields, connecting to which would be possible for an observer through atemporal and aspatial channels; this procedure is practically called “connection”. Considering particular circumstances, the Interuniversal Internet provides the user with this possibility (like what is used in Faradarmani and Psymentology complementary medicines).This virtual tunnel can have exclusive characteristics and make significant changes to living creatures and molecules via variable consciousness fields. However, nothing would happen without accessing the time-space tunnel. Therefore, a variable consciousness field is developed provided that “connection” is established.

Note: The manner of establishing connection is in the realm of intuitive science and an individual specially trained for that, through specific courses, can establish the connection.

Consciousness of Ecosystem encompasses the control and interaction of all constituent of the cosmos as well as their control and balance. In cosmos, nothing can exist without interaction with other constituents. Any changes in cosmos is carries by consciousness of ecosystem. Therefore, birth, death and changing from one state to another in all components of the cosmos is determined and applied by the consciousness of ecosystem. For example, the Big Bang, emergence of the solar system, development of different planets including the earth and emergence of life on it are all guided, managed and executed by the consciousness of ecosystem.

Each component of the universe is in interaction with other components, and there is no independent constituent in cosmos. Thus, survival of each part and components depends on the interaction and coordination between other parts and constituents. For instance, every particle exists due to a global and cosmic gravity. An object moving around and axis of rotation under the effect of the two centripetal and centrifugal forces, in addition to the relationship between the components of the great ecosystem of the universe, causes continuity of the existence. The combination of these relationships maintains exchange and connection in the cosmos based on specific regulations.

  • –  Consciousness of Ecosystem encompasses the control and interaction among all particles of the cosmos as well as their control and balance. In the universe, no particle can exist without being related to the others. Any change in the universe is made by the consciousness of ecosystem. Therefore, birth, death and changing from one state to another in all components of the universe is determined and applied by the ecosystem consciousness. For example, the big bang, emergence of the solar system, development of different planets including the earth and emergence of life on it are all guided, managed and executed by the ecosystem consciousness.
  • –  Every component of the universe needs to have exchange with others and there exists no independent component in the universe; survival of every part and particle depends on the relationship and coordination between other parts and particles. For instance, every particle exists due to a global and cosmic gravity. An object moving around and axis of rotation under the effect of the two centripetal and centrifugal forces and the relationship between the components of the great ecosystem of the universe causes continuity of the existence. The combination of these relationships maintains livelihood in the universe based on specific regulations.
  • –  Ecosystem has a definite objective and know knows where it started, where it is going, what goal it is pursuing and what exchanges, changes and designs should be made in the universe to fulfill its goal. Hence, the ecosystem is defined to have personality, identity and behavior because it is a directional move and the direction provides identity; thus, its behavior is also along fulfilling the very goal. In this viewpoint, the ecosystem has a personality because it has an exclusive role and is well-aware of the role it should play.
  • –  This schematic figure shows that life needs manifestation, manifestation requires movement, movement develops behavior, behavior needs a direction, direction brings identity and finally, identity leads to the emergence of personality. On the other hand, movement is followed by energy exchange and entropy is the outcome of energy exchange and then, there is change, birth and death.

  • – From Psymentology point of view, manner of demonstration, presence and behavior in the ecosystem is called character. In other words, character is a software program according to which every component of the universe presents on the ecosystem scene and plays an exclusive role. This role is the character of the very component.
  •  
  • – Practical manner of manifestation, presence and active participation in the ecosystem for every member is referred to as the behavior of that member. So, character includes all factors and behavioral programs showing all characteristics of a member in the ecosystem.
  • – Answer: character of every member of the ecosystem is reserved and respected based on the regulations of the ecosystem. As confirmed in experimental studies, the cancerous nature of cancer line is reinforced as a result of being connected to a consciousness field.
  •  

Definition of brain in Faradarmani (The relationship between brain and bodies) Brain is a series of antenna responsible for transmitting the information of different internal and external senses to/from different bodies of the human being such as mental body (perceptions), psychological body (emotions) and translating it to the language of physical body.  In the world of science, a human is considered as a supercomputer governing the body and guiding intellectual and vital paths of human being. In order to examine the brain and determine its various extensive activities accurately, we overview control of vital and management activities of the brain:

However, if we assume the brain as a supercomputer, a few questions would be raised. For example, an operator should write programs for a computer and then use it. Without an operator, no system can both program and use the programs itself. Therefore:

If the brain is a supercomputer, where is the operator?

Is the operator a part of the brain or it’s an independent entity?

This can be seen from a different angle: we know that a brain consists of neurons (figure below) and a neuron carries electrical impulses and functions like an electrical contactor. In fact, a series of neutrons form a power control circuit using which all automated systems of the body are controlled (automation).

In a power control circuit, electricity connection/disconnection happens by opening and closing of the contacts. Pulses received from different receptors every second opens/closes contactors by stimulating contactor coils and subsequently, all physical and mechanical activities are performed automatically. Likewise, electrical flow enters from one direction and passes through a neuron, which is responsible for distributing electrical impulses and this control circuit translates messages into the language of body physics (electro-chemical) following which body physics is informed of the messages and reacts to them.

Considering the explanation above and the fact that no individualized brain is detected for a neuron, the following basic questions are raised: where is the operator of a neuron?

Does a neuron have a separate brain? And if yes, where is the brain’s operator of a neuron located?

Other example questions on neurons are as follows:

Is it a neuron deciding whether a human moves toward unity or plurality?

Is it a neuron determining one’s way of life?

Is it a neuron deciding for a human to fall in love and infatuate, be amazed and astonished or to devote and sacrifice?

 When a doctor says “a patient is more likely to survive if he is in good spirits”, what does he mean?

How can a neuron recognize high spirit or create it?

Can a neuron cause one to be in high spirit?

Certainly, a neuron does not know about spirit and cannot and will not be the answer to the questions above. A part of neurons manage the automated system (automation) of the body and receives non-automated actions and messages from somewhere other than the brain.

In fact, brain is a detector and receives orders from psychological and mental body and translates them into the language of physical body. Psychological and mental frameworks are not a part of the brain but are in a telecommunication state to the brain.

Brain has cortical and sub-cortical areas. The sub-cortical area controls the automated system of the body (like heartbeat and breathing) and mind is responsible for operating all cells.

From the view of Faradarmani and Psymentology, the cortical region of the brain is a series of antenna receiving and translating messages of psyche and mind. If these antennas are damages, the messages would not be translated. In this case, the sub-cortical region functions and vital signs continue but mental communication with the surroundings is disconnected and the person is in a vegetative state, i.e. he is deprived of a cognitive life leading to sensation and perception. This state (mind and brain disconnection) is “brain death” and the patient can go back to the normal state if the antenna system (brain) can be modified and re-connect to the mind.

From Faradarmani and Psymentology viewpoint, brain function is divided into the following general sections:

  • – Controlling automated activities of the body (automation)
  • – Controlling non-automated activities
  • – Brain memory
  • – Detecting intellectual and enthusiastic activities
  • – Receiving external information using sensors of different senses
  • – Transmitting the information of sensors of senses to the existential bodies and receiving information from them
  • – Translating the information received from different bodies into the language of physical body through electrical impulses as well as chemical productions and secretions

Those participating in classes can work on themselves and others become specifically familiar with consciousness topics and benefit from numerous theoretical and practical subjects. Yet, persons who do not participate in classes can only use the healing section as the one receiving Faradarmani. However, announcements are different for either group of individuals and both can make use of the relevant consciousness field. Nevertheless, presence in classes helps people learn about theoretical and practical connections and experiences that are specifically restricted to classes and trainings.

These experiences have had positive results on animals, plants, cells, microorganisms, molecules which prove the existence of consciousness.

Tests conducted on concrete as a molecule led to significant statistical findings submitted as articles.

Documented statistics of the effect of Faradarmani on the course participants obtained at the end of Term 1 (course of Faradarmani) indicated an average of 70% of positive feedback. However, every disease and the associated patient population should be precisely and scientifically studied to determine specific statistics. Currently, most experiences are reported as case studies (except those submitted to Medical Knowledge and Holistic Medicine journals).

Yes, a few centralized studies have been conducted on the population growth and antibiotic resistance and they will be published in the website following their publication in well-known journals shortly.

Like humans, considering ecosystem rules and a statistical approach, meaningful changes in single case samples were observed. Statistical population study is being carried out.

Its application in promoting lifeless materials and structures, increasing resistance, etc. is being studied to determine the possible industrial applications from the experiences obtained.

Besides books, journals and congress abstracts, there is a patent registration priority on cement the details of which can be found on the website.

  • – Developing physical fields requires special instruments and equipment while consciousness fields require none.
  • – Proving Hooshmandi (infinite consciousness), consciousness and awareness remotely that can precisely find its direction and goal without human intervention while material and energetic elements do not have these potentials.
  • – Human inclusiveness and ease of being equipped with it regardless of race, nationality, religion, belief or faith.
  • – Offering software insight with no hardware intervention.
  • – No side effects.
  • – No need for specific capabilities, talent, specialty and personal discretion, practice, rehearsal, skill, …
  • – No need for any method, technique, …
  • – Being free of charge and requiring no costs for establishing a connection and consciousness fields.
  • – Being immune against human error.
  • – No time/place restrictions, accessibility, …
  • – No subject restriction (humans, animals, plants, cells, microorganisms, cells)
  • – No subject topic restriction (type of disease, experiment, …)
  • – Time restriction of making conclusions for experiment.
  • – Missing link of the world of science including non-matter and non-energy sections of the cosmos.
  • – Multi-dimensional nature of this school studying epistemic dimensions besides aspects examined in laboratory.
  • – Offering more exact definitions of human, purposefulness, sublimity and human perfection, etc .
  • – Promoting well-thinking, well-doing and well-being.
  • – Possibility of working on subjects from close and long distance
  • – Etc.
  •  

Faradarmani, as a complementary medicine, examines body physics as well as somatic, psychological and psychosomatic diseases without any hardware intervention and Psymentology is a complementary medicine which studies psyche and mind holistically and treats mental and psychological disorders (esp. Mental disorders such as schizophrenia, bipolar disorder, OCD, …) without any hardware intervention.

“Psymentology” or “Meta-holistic mind-psychology” studies mind and psyche. This field studies human from a different perspective and with a meta-holistic view. In Psymentology, mind and psyche are considered as separate entities used as different independent concepts including specific parts of human existence. It also follows a software approach toward humans and all their existential dimensions and therefore, it uses the same approach in dealing with mental and psychological disorders.

Connection in consciousness fields and interventions made are based on the consciousness bond of the components in which a connection is established between every component of the ecosystem and the chief section of the Interuniversal Consciousness Network containing data and information.

Consciousness Bond Theory

Based on this theory, once a connection is established between consciousness of the components of human existence and consciousness of the whole, consciousness of body and cell management, which is a part of mind, can correct and repair deficiencies of body and cell and modify the software function of psyche and other parts of the mind in which case, healing and recovery will be accomplished. Consciousness of components consists of infinite existential parts of human and consciousness of the whole is the consciousness governing the universe. Following the bonding between component and whole, circle of consciousness bond is formed and the consciousness distribution management of the mind is equipped and connects to all components to scan and modify them (Figure).

This definition shows one of the theoretical explanations of consciousness fields function and one of the mechanisms of action of the effect of consciousness fields on hardware (however, prior to this, software effect takes place and it successively reveals on the hardware).

It is to be noted that working on subjects without some of the components demonstrated in the schematic figure above, the result will be the same and impact of consciousness fields are manifested on the remaining components (e.g. working on molecules lacking many of the mentioned biological components).

In the approached suggested by Mr. Taheri, the science he founded is in the realm of intuitive science. Intuitive science is based on perceptions as well as personal and inspirational insights.

In order to observe the effects of consciousness fields and studying predictions and theoretical principles of Mr. Taheri’s approach, experience is a valuable, major component, particularly because presently, consciousness fields can only be proven through experience and scientific tests (laboratory experiments).

Findings of experiments and examinations designed according to the established scientific principles framework are repeatable and can be observed in a meaningful range of changes.

Numerous attempts have been made throughout the history to understand the “why-ness” and “how-ness” of the universe and have formed a step of the ladder of human knowledge even if it had been false and mankind would have not been able to reach the next step without. Every idea is the ultimate accessibility of mankind causing other intellectual challenges managing to open other access channels and finally, proper achievements are determined in the meantime. Therefore, every theory might prove false and certainly, not all idea are right because accepting some means rejecting some others. However, what values here is the nature of research and seeking truth (It is better to struggle vainly than to lie still -Rumi).

Following four decades of observation in addition to individual and collective experiencing, the impact of the so-called consciousness fields on humans, animals, plants, cells, microorganisms and molecules have been empirically proven by a large number of individuals two decades prior to examining them in form of scientific projects, i.e. performing experiments according to the acceptable criteria of conventional sciences, which led to publishing journals and articles and training more people in this field. Nevertheless, unfortunately, these attempts were paused for one decade due to implementing security approaches as well as ideological and legal prosecution of the founder following huge public welcome but they are resumed. In recent years, experiments have been carried out in laboratory and the findings are positive. Hence, in the capacity of a researcher, we are responsible for offering the findings to the scientific community and report our observations. Even if the final result is wrong, it can make huge changes in human scientific reservations with a 1:1000 probability of correctness (though we have no doubt in their correctness). Consequently, the work cannot be ignored.

The name “Sciencefact” is chosen for this research discipline because its domain of study is subject to the following principles:

  • – Whatever is real is science, whether we accept it or not.
  • – In the universe, there exist other factors which are neither matter, nor energy but can be recorded as reality and proven scientifically. Sciencefact examines these realities to prove their existence. The present concept under study is consciousness fields.
  • – Making such interventions (impacts) is impossible for the world of conventional science.
  • – The world of conventional science cannot do anything without hardware interventions while interventions of Sciencefact are generally software-based and in case of being accepted and proved, they start a software view revolution showing that behind every component of the universe, there is a software which can be intervened.
  • – Considering the software nature of the intervention, it is not destructive and has no side effects.
  • – No cost is required to be spent on making the intervention.
  • – It is available to everyone without any time or place restrictions and requires no specific expertise.

It varies based on the type of parameter under study. In present studies, a sample intervention on concrete can be found on the catalogue.

  • – If by positive/negative impact, you mean constructive and destructive impacts, it can be said that since these impacts are associated with consciousness (positive), they cannot be used for destructive purposes.
  • – If it means obtaining results contrary to our expectations and wishes, then, yes; it is possible. However, since every consciousness field has a different effect on the subjects under study, the consciousness field in question should be chosen in a way that it maintains our concern and an appropriate statistical direction regarding an increase/decrease in the very factor can be reached.

Consciousness is an inseparable part of the universe and is discovered and studied intuitively according to the theories and definitions provided so far. Consciousness is divided into the two general forms of constant and variable. Cosmos and all its components are developed from constant consciousness and according to specific principles; they can be influenced by variable consciousness to some extent. This variable Consciousness Field is a subcategory of the Cosmic Internet. The requirement of creating a consciousness field is being connected to the Cosmic Internet. This connection is non-physical and can be granted to an individual by someone who has been granted this but the first person or the discoverer was connected through a spiritual way but this phenomenon is only definable by spiritual criteria and does not have any other explanation. This consciousness cannot be discussed by acceptable criteria of the world of science for some reasons but experience has shown that the one discovered it can connect himself and others to the consciousness and others can also establish the connection for others likewise.

Several studies conducted so far and those being studied have each approved a part of the theoretical content of Mr. Taheri’s approach. Prior to this, the experience of personal connections and reports of disease elimination and observation of variable effects of consciousness fields in a large population consisting of people from different countries are the reliable proof.

Discovering this dates back to 40 years ago, the first decade was spent on studying this approach, the second decade was allocated to examining the topic in gatherings, private and home classes and in the third decade, courses were held publically and officially, general testing has been done and all led to obtaining certain empirical outcomes. Publishing relevant books, journals and articles as well as the primary results started approximately 15 years ago (www.cosmointel.com). However, it has been about one year that studies concentrating on scientific evidences of Mr. Taheri’s approach are being carried out according to approved scientific standards after nearly 10 years of his imprisonment.

Since 15 years ago and following the immigration of some masters of the Interuniversal Mysticism to other countries (due to security pressures and restrictions for collective activities in Iran, etc.), this school is also presented in other countries to a limited extent and is empirically studied. However, the major part of the audience is still Iranians because translating mystical materials into other languages has special problems and in some cases, it is almost impossible.

After conducting primary studies about 10-15 years ago, the founder of this school faced several restrictions and confinements due to which conducting and proceeding with scientific and executive affairs was not possible. Since early 2019, the process of presentation and execution of scientific affairs have accelerated.

Mr. Taheri is the resident of Canada, and he can be directly contacted through his personal email and the scientific website (admin@cosmointel.com) under his supervision.

“Human from a Different Outlook” as well as “Medical Science” and “Holistic Medicine” journals.

  • – Conducting scientific experiments was impossible due to the existing restrictions.
  • – Sciencefact articles are not accepted because the topics are out of the framework of matter and energy, they are novel and as a result, the articles do not conform to the standard criteria of article writing, although the experiments are conducted by observing scientific rules. For example, the definition of consciousness that is neither matter, nor energy makes the article beyond go out of the framework of conventional science from the beginning.

You can register in a class of one of the thousands of Interuniversal Mysticism masters in different countries around the world, esp. Iran.

As courses of Interuniversal Mysticism are both theoretical and practical, attending physical classes is definitely preferred to ensure practical topics are transferred more effectively.

There is no exact number due to security conditions in Iran.

We currently do not have any branch in any country, but the first official branch will be inaugurated in Canada. Nevertheless, Interuniversal Mysticism masters are holding classes in most countries.

There is no exact number due to security conditions in Iran.

No. One should be connected by someone who has previously been granted the connection.

“Circle” refers to the shared bond among at least three members of the Cosmic Internet (Interuniversal Consciousness Network), connecting person (or persons) and the subject(s) (humans, animals, plants, cells, microorganisms, molecules, etc.) under study.

Presently, all types cannot be specified due to some reasons but all dimensions will be specified in future.

From spiritual approach, the concepts are all associated with Iranian culture and mystical literature but this does not prevent it from being human-inclusive.

Interuniversal Mysticism does not have any ceremonies and rituals, verse, mantra, etc.

–  The approach of the present school is based on intuitive science which originates from the world of mysticism and is called “Interuniversal mysticism”. According to the definitions of this school, mysticism is responsible for qualitative examination of religions and religious branches study the religions quantitatively. Therefore, this school is rooted in mysticism. However, scientific applications and experiments are not directly associated with religious ideas and all humans, regardless of their beliefs, can carry out scientific experiments and publish the findings in form of research articles based on meaningful statistics. On the other hand, in order to accomplish mystic experiences, all people can experience it and make use of it in case of usefulness and practicality.

–  This school and its founder as a propagator of freedom of thought (as its side activity) do not have a conflict with the superstructure of people’s beliefs and everyone can experience, test and use the connections. The basis of Mr. Taheri’s approach is not originated from or dependent upon religion.

–  The application of Mr. Taheri’s approach is getting to know the universe and human better and basically does not aim to prove or reject religions and generally, this approach is based on guarding the freedom of thought and not disputing with other schools. This is because everyone can practically have intellectual reservations and offer their practical applications. Obviously, schools with potentials to offer do not dispute and argue about beliefs of others. Hence, the present school believes that by facing thoughts and allowing the audience to make their own best choices, grounds will be paved for all humans to accomplish peace. Humans involved with prejudice and ignorance associated with their beliefs have practically paid high prices without managing to save mankind from ethical degeneration, etc. and have caused a lot of bloodshed throughout the history.

–  Mr. Taheri’s approach aims at getting to know the universe, as well as human role and function in it more efficiently. Accordingly, examining the effects of consciousness fields presented by him on the world of matter and energy are studied to learn about this approach more and make the optimal use of it for a better, more transcendent life.

Scientific studies are conducted to prove the theories raised in this school, passed their general empirical phases throughout few decades and proved to be effective and useful in many cases. Therefore, efforts are made to theoretically prove these theories based on scientific criteria to be able to take significant steps toward learning about human and then universe.

The world of science in question is exclusively originated from mystical and philosophical views of Interuniversal Mysticism. This school has raised scientific, mystical, philosophical and spiritual discussions which are still going on.

According to a theoretical concept in Psymentology, all creatures, except humans, have one personality and their behaviors are defined in a specific pre-determined framework. However, human is a creature with infinite characters as well as different, unpredictable behaviors consisting of all characters of other creatures.

With reference to a theoretical concept in Psymentology, the ecosystem is responsible for executing the manner of implementing life in the universe and its general purpose is designing and executing an infinite number of characters to be able to make special use of this process. Here, Psymentology poses a question regarding the purpose of this personality-manufacturing factory and its ultimate goal.

Psymentology intends to achieve a valuable result in determining the position of the human being by answering this question because as long as the status is not determined, the aim of human life and finding a meaning for that would not be possible. Without accomplishing this result, humans will remain wondering and confused, and have to go through the path of life using trial and error and probabilities as he has experienced so far. Finding the position of human being in the universe would be the key to this mystery and would lead to solve a series of human conflicts and in many cases can guide him through the path of life, because one of the problems of the human beings is not knowing their “position” and why they are told “Know yourself”.

Thus, the ultimate goal of the ecosystem was designing and executing an infinite number of characters existing in the universe to finally execute all those in the human existential design.

The ecosystem in its present cycle (since the Big Bang), has tried for billions of years to design and create an infinite number of different characters in the universe and on the earth. In this cycle, the ecosystem has exerted characters and behaviors manifested in all creatures including particles, animals and plants and the ultimate outcome of all these characters is transmitted to the human being and is implemented in human existential software arrangement and has spent a very long time executing the design. For example, before the existence of humans, termites had built apartments and several-story towers with a specific purpose allocated to every story. Nobility of a horse, dignity of a crocodile, loyalty of a dog and predatory and brutality of a wolf, an ant’s desire for saving, and desire for a parasitic life in a leech, … are all personality traits designed and executed by the consciousness of  the cosmic and terrestrial ecosystem prior to the human being. The eventual outcome of all these behaviors and desires are transmitted into the human being and placed in the existential software.

In other words, every possible character and personality trait is designed and placed in human existence by the ecosystem. Humans can activate/inactivate any of these characters/personality traits by their own will. In summary, the ecosystem has pursued an enormous and intelligent task and has played a creative role. Human beings have inherited billions of years of ecosystem attempts which include designing an infinite number of software and can activate any of them or decide to keep them inactive.

Human being is the only creature understanding concepts and values and can think, express and record his thought(s).

Love, passion, enthusiasm, eagerness, astonishment, amazement, etc. are among optional reactions of human being.

Human being is the only creature that is willing to know where he has come from, why he has come and where he is heading to.

Mysticism and spirituality follows the qualitative recognition of the universe. Therefore, returning to the basis of everything and the underlying factor (truth) after examining the superstructure (reality) is among the major duties of mysticism; e.g. accomplishing the why-ness of the universe and why it is created. Considering the fact that by examining the superficial reality, the consciousness can be found, it cannot be accepted that the consciousness governing the universe has created itself. Consequently, based on a clear logic, the existence of another source is acknowledged. However, in order to prevent a vicious circle (continuum impact), humans accept the very source is substantive and calls it God.

Believing in a substantive source discussed above is an inseparable part of this school but conducting scientific experiments and obtaining results does not have anything to do with personal beliefs and everyone, with/without any belief, can test the results in question and study the positive outcomes.

A consciousness field has its exclusive definition and principles and humans cannot design it according to his desire; however, knowing about the how-ness of a consciousness filed can help one make use of it toward his positive benefits and interests. Humans are allowed to make changes (possible to be studied and determined considering the tolerance rate of every case) to consciousness fields. This permission is given assuming that we understand consciousness, do not intend to abuse and are trying to improve circumstances for humankind because the approach of the ecosystem is trusting human beings. Accordingly, professional ethics is of high significance in this discipline so that no one thinks of abusive measures contaminating the consciousness with dirty intentions (that’s the reason why our course participants sign an affidavit to preserve respect and sanctity of this “consciousness”).

    error: Alert: Content is protected !!
    fa_IRFA
    en_USEN fa_IRFA
    Send this to a friend